برای سیستان و بلوچستان – مهندس حامد حقی

نویسنده: مهندس حامد حقی ، مدیرمسوول ماهنامه شهرسازی روی خط زلزله

اگر به افسانه ها دلخوش کنیم و دیدن همای سعادت را به فال نیک بگیریم باید گفت که ایران پس از گذر از انواع حوادث و سوانح طبیعی و انواع بحران های غیر طبیعی همچون هجوم اسکندر، تازیان و مغولان، سوار بر چرخه توسعه پایدار می شود.
همای سعادت آمد و نخستین هدیه اش به ما باران بود. بارانی که در نخستین روزهای نوروزی زاینده رود را زنده کرد و باعث خوشحالی اصفهانی ها شد و قایق های تفریحی را به دریاچه ارومیه انداخت و باعث خوشحالی ارومیه ای ها و آذربایجانی ها شد اما سیستان و بلوچستان را با دشواری ها همراه کرد. اگرچه به استناد آمارهای دولتی، سیلاب بلوچستان خسارت جانی نداشته است اما سوتدبیر مسوولین و سومدیریت دستگاه های مسوول، باعث شد این نعمت خدادادی به مصیبتی برای هم ولایتی های رستم و سهراب بدل شود.
در اسفند ماه 1402 سیل کمک های مردمی اصفهانی ها و تبریزی ها و مشهدی ها و اردبیلی ها و رشتی ها و ساروی ها و یاسوجی ها و اهوازی ها و… به سمت مردم 11 شهرستان سیستان و بلوچستان و خیریه ها و هلال احمر و … به جمع آوری مشارکت های مردمی اقدام کردند و دولت هم از طریق سخنگوی سازمان مدیریت بحران کشور اعلام کرد که همه چیز امن و امان است وبحران در سطح استانی قابل پاسخگویی است و هیچ مشکلی نیست.
اما آنچه برای ما مشخص است این است که سیستان و بلوچستان نیازی به نان و آب معدنی ندارد، خیریه نمی خواهد، یک برنامه ی جامع می خواهد برای ایجاد زیرساخت های اساسی یک استان پر از منابع خدادادی،تا این استان در مسیر توسعه قرار گیرد و سیلاب ها به جای تخریب خانه ها و کشتن حیوانات مزارع، منابع آبی این استان را پرکنند و استانی که می تواند قطب کشاورزی بین المللی باشد و گردشگری آن رونق یابد، اینگونه در فقر و مصیبت باقی نماند.
مردمان سیستان و بلوچستان در طول تاریخ با کم ترین ها ساخته اند تا هویت ایران را زنده نگه دارند و امروز وظیفه ی حاکمیت است تا مردم این دیار را به آنچه سزاوارش می باشد برساند و آنچه در این گفتار نوشته شده است حداقل هایی است تا بتوانیم زیرساخت لازم را برای خروج از محرومیت فراهم آوریم.
1- حفاظت از بناهای تاریخی کهن دیار سیستان و بلوچستان که یادگار بیش از 7000 سال تاریخ این سرزمین است. سرزمین سوخته و سایر جاذبه های گردشگری و تاریخی دیار رستم فرخزاد می تواند در مسیر گردشگری ثروت آفرین باشد.
2- سیستم آموزش و پرورش رایگان و بروز : کودکان و نوجوانان سیستان و بلوچستان باید در مدارسی با دیوار و سقف واقعی با میز و نیمکت و یارانه درس بخوانند و مدارس کپری و چادری در این سرزمین پایان یاد.
3- حفاظت از محیط زیست کهن دیار سیستان و بلوچستان: گونه های بسیار مهم جانوری و گیاهی از دیرباز چشم انداز طبیعی سیستان و بلوچستان را ساخته است که بایستی حفاظت از آنها در دستور کار دولت قرار گیرد.گاندو فقط نام یک فیلم نیست. نام گونه ای ارزشمند است که باید برای این سرزمین حفظ شود.
4- حفاظت از میراث ملموس و ناملموس فرهنگی : سیستان و بلوچستان سرزمین پهلوانی است. سرزمینی است که رستم در آن زاده شده است و اخلاق ایرانی از این سرزمین نشات می گیرد. سیستان و بلوچستان سرزمین صنایع دستی و خوراک های مختلف سنتی است که باید حفظ شود و به ثروت تبدیل گردد.پارچه های سوزن دوزی بلوچستان از منابع نفتی ایران ثروت آفرین تر است.
5- ایجاد سامانه های آب رسانی پایدار و بهداشتی: بسیاری از روستاهای این سرزمین که امروز گرفتار سیلاب است، از آب بهداشتی برای خوردن مردمانش محروم است و سالهاست با وعده های دروغین ، آب بهداشتی ندارد و مردم مجبورند از آب هوتک ها استفاده کنند که باعث بیماری های خطرناکی شده است.
6- فنس کشی هوتک ها: هوتک ها سیستم های آبخیزداری سنتی است که امروز نباید مورد بهره برداری قرار گیرد و سالیانه چندین کودک و نوجوان در این هوتک ها غرق می شوند و یا به دلیل مسمویت جان خود را از دست می دهند. این هوتک ها باید فنس کشی شوند و ایمنی در استان برقرار شود.
7- مردمان این روستا پل برای عبور و مرور می خواهند.بسیاری از روستاها به دلیل نبود پل از شبکه راه های استان خارج هستند و مردمان این روستاها به خیلی از نیازها دسترسی ندارند و برای دسترسی به نیازمندی هایشان جانشان در معرض خطر است.جاده های ناتراز شهری هم باعث ایجاد سیلاب ها می شود و زندگی را برای این مردم سخت تر می کند.
8- آبخیزداری پایدار برای جلوگیری از هدررفت منابع آبی که این چنین تبدیل به سیلاب می شوند و به خلیج فارس و دریای عمان می روند ، می تواند هم جلوی سیلاب را بگیرد و خسارات مالی و جانی به مردمان سیستان و بلوچستان وارد نکند و هم می تواند شهرستان هایی مثل دشتیاری را به قطب کشاورزی بدل کند.
9- یک دیپلماسی قدرتمند بین المللی برای گرفتن حقابه های هیرمند از دولت امارات اسلامی طالبان که اگر روزگاری با باران های سیل آسا همراه نبودیم بتوانیم حیات این استان را از آنچه حقش می باشد تامین کنیم.
و اگر این نه مورد که حداقل های نیاز این استان است فراهم شود و چرخه ی اقتصاد در استان به گردش آید و گردشگری رونق گیرد، جوانان این استان شغل آبرومند داشته باشند و سیلاب و خشکسالی این استان را تهدید نکند، مطمئن باشید این استان به اندازه ی چاه های نفتی برای کشور آورده ی مالی دارد و وقتی اقتصاد رونق داشته باشد دیگر به خاطر فقر گروهک های تروریستی نمی توانند کسی را جذب خود کنند و دیگر سوخت بری هم وجود نخواهد داشت که بنزین و نفت این کشوررا به پاکستان قاچاق کند و حداقل این ماجرا این است که این استان نیز همانند استان های دیگر دخل و خرج خودش را در می آورد و حتا اگر توریست خارجی به بهانه ی حجاب و سایر مقررات کشور وارد نشود، گردشگران ایرانی چنان رونقی به این استان خواهند داد که باعث شکوفایی نخبگان و دانش آموزان استان خواهد شد و این حداقل درخواست این مردم است که بجای اینکه هلال احمر برای آنها کنسرو لوبیا و تن ماهی و آب معدنی و پوشاک گرم بیاورد، آبخیزداری و آب سالم بهداشتی فراهم کند و میراث فرهنگی و محیط زیست این استان از گزند آسیب های طبیعی و انسانی حفظ شوند و بودجه این اقدامات در برابر هزینه ها و بودجه های کشور هیچ است.والسلام…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عناوین اصلی