به یاد جانباختگان دی ماه ۸۲- زلزله بم

مروری بر زلزله بم/ یاد جانباختگان بم گرامی باد.

حامد حقی، مدیرعامل موسسه مقاوم سازی و بهسازی لرزه ای ایران

 

در آستانه سیزدهمین سالگرد زلزله جانگداز بم هستیم. زلزله ای که در روز جمعه ۵ دی ماه ۱۳۸۲ ساعت ۵:۲۶ بامداد با بزرگای ۶/۶ ریشتر ، جان بیش از ۲۶ هزار نفر از هموطنانمان را گرفت و بیش از ۳۰ هزار مجروح و ۱۰۰ هزار نفر را بی خانمان کرد. زلزله ای که با گذشت ۱۳ سال هنوز تبعات اجتماعی و فرهنگی آن به درستی ترمیم نشده است و هنوز هم با یادآوری آنچه رخ داد، باعث ناراحتی و اندوه ملت ایران می شود.زلزله بم با تمام مصیبت ها و رخداد های ناگوارش،  زلزله ای بود که درس های بسیاری با خود همراه داشت و تجارب ارزشمندی را به اشتراک گذاشت. اکثر ساختمان های بم متشکل از خشت و گل و آجر و اسکلت فلزی بودند که به خوبی با هم تلفیق نشده بودند و می توان از آنها به این نتیجه رسید که یا در زمانی ساخته شده بودند که آیین نامه و قوانین ساخت و ساز در برابر زلزله وجود نداشته است و یا اینکه از بکارگیری این استانداردها خودداری شده بود. اگر چه از سال ۱۳۴۱ بعد از زلزله مهیب بویین زهرا از سوی سازمان برنامه و بودجه تدوین استاندارد محافظت ساختمان ها در برابر زلزله آغاز شد و در سال ۱۳۴۳ تصویب گردید ، از تجربه ی بم می توان نتیجه گرفت که در ساخت و ساز ساختمان ها اصلا ائین نامه های مذکور مورد استفاده قرار نگرفته و بیشتر به صورت سنتی بنا شده بود و حتا در ساختمان های سه و چهار طبقه نیز که اعمال آیین نامه ۲۸۰۰ وقت که تا آن زمان ویرایش اول و دوم آن اجباری بوده است، به دلیل عدم استاندارد مصالح ساختمان مورد استفاده و همچنین عدم اجرای صحیح ساختمان ، این ساختمان ها در برابر زلزله ۶/۶ ریشتری دی ماه بم نتوانسته بودند مقاومت کنند و در نتیجه ما شاهد تخریب بیش از ۹۰ درصد ساختمان های بم و براوات بودیم. از طرفی بافت قدیمی و سنتی بم و استفاده از دیوارهای سنگین خشت وگلی و استفاده از مصالح محلی برای ساخت سازه و با توجه به شرحی که در خصوص عدم استفاده از ایین نامه های زلزله گذشت، برای شهری چون بم کافی بود زلزله مذکور فقط در ۳ ثانیه کل شهر را با خاک یکسان کند درحالیکه مدت دوام زلزله بم ۱۰ الی ۱۳ ثانیه بود و اینگونه شد که بسیاری از هموطنان ما در زیر تلی از خروارها خاک و خشت مدفون شدند. از موضوع سازه ای شهر بم اگر بگذریم، اواربرداری ها و جستجوی اجساد که اکثرا به “رو ” بر روی زمین افتاده بودند نشان از ترس و وحشت حین وقوع زلزله دارد. مردمی که از قبل هیچ آموزشی برای امادگی در برابر زلزله نداشتند و هیچگونه امادگی در خود ایجاد نکرده بودند و با توجه به وحشت و ترس موجود نتوانستند به خوبی پناهگیری و یا تخلیه اضطراری داشته باشند و یا اصلا پناهگیری و فرار مناسب را نمی دانستند، همه و همه سبب گردید که خسارات جانی فراوانی را در آن زلزله متحمل شویم. ناگفته نماند آن عده که علی رقم سردی هوا از ترس پیش لرزه ها در بیرون از ساختمان ها پناه گرفته بودند زنده ماندند و این موضوع نیز تجربه ای دیگر برای ما حاصل کرد که در زلزله بروجرد و درود در سال ۱۳۸۵ ، پیش لرزه ها باعث گردید تا مردم از خانه ها خارج شده و در فضای باز سکنی گزینند. زلزله بروجرد و درود به شدت ۱/۶ ریشتر در ۱۱ فروردین ۸۵ رخ داد و با توجه به ۲ پیش لرزه ی کوچکی که داشت ۶۳ نفر کشته و حدود ۱۴۰۰ نفر زخمی داشت و اگر این آگاهی در زلزله بم وجود داشت آمار خسارت جانی به این اندازه کاهش می یافت.

از منظر امداد و نجات نیز اگر بخواهیم زلزله بم را بررسی کنیم بایستی گفت که اگرچه نیروهای امدادی به صورت خودکار به محل سانحه ورود یافتند اما به دلیل عدم آمادگی کافی و همچنین نبود تجهیزات و امکانات مناسب، نتوانستند پاسخگویی خوبی به بحران بم داشته باشند. در ساعات اولیه ی بحران ، اخبار و گزارشات ضد و نقیض فراوانی منتشر می شد که باعث شد مسوولین نتوانند به درستی تصمیم گیری نمایند. از طرفی پرخاشگری های فراوان مردم بحران زده و ناامنی و وجود سرقت و دزدی افراد سودجوی غیر محلی ، بر بی نظمی کمک رسانی افزود. علی رقم حضور خودجوش مردم سایر مناطق و همچنین بسیج منابع و امکانات سایر استان ها و پایتخت ، با توجه به نبود برنامه ی منظم و عدم ساماندهی نیروی انسانی داوطلب و دولتی ، مدیریت بکارگیری بهینه از منابع در روزهای نخست پس از سانحه در بم، بسیار ضعیف بود و براستی جای یک مدیریت هماهنگ واحد در زلزله ی بم خالی بود. ناگفته نماند باتوجه به تصویب طرح جامع امداد و نجات کشور در فروردین ۱۳۸۲ ، زلزله بم فرصت مناسبی برای کسب تجربه و ایجاد آمادگی های بعدی برای مدیران و مسوولین حوزه ی مدیریت بحران کشور بود. در خصوص بازسازی و نوسازی ساختمان های مسکونی و زیرساخت ها و شریان های حیاتی نیز بایستی بیان نمود که با توجه به حجم زیاد خرابی ها و کمبود منابع مالی  اقدامات با تاخیر همراه بود. اگرچه به مرور زمان با برنامه ریزی و استفاده از ظرفیت تمامی دستگاه های اجرایی کشور و همچنین استان های معین و با مشارکت های مردمی، این امر به خوبی صورت گرفت. شاید از زلزله ی بم بتوان به عنوان دانشگاه و آزمایشگاهی بزرگ برای صنعت ساختمان و حوزه ی مدیریت جامع بحران نام برد که با بهره مندی از تجارب ارزشمند حاصل از آن و با آگاهی از خسارات جانی وارده که به هیچوجه قابل جبران نمی باشد، می توان با دیدگاه بهتری مقوله زلزله را شناخت. زلزله یک پدیده ی طبیعی است که فلات پهناور ایران را فراگرفته و هر لحظه وقوع آن ممکن می باشد و هیچ راهی جز آگاهی و شناخت و اجرای طرح جامع مدیریت بحران در چرخه ی چهارگانه ی آن وجود ندارد. زلزله ۱۳۴۱ بویین زهرا نقطه ی عطفی بود برای استانداردهای ساختمانی و تغییر در شیوه ی ساخت و ساز در کشور و زلزله ۱۳۸۲ بم نیز نقطه ی عطفی بود برای تغییر در حوزه ی مدیریت بحران کشور و تسریع در اصلاح و ویرایش آیین نامه های ساختمانی به طوری که ویرایش سوم آیین نامه ۲۸۰۰ اگرچه از سال ۱۳۹۷ آغاز شده بود با استفاده از تجربیات بم در سال ۱۳۸۴ تصویب و ابلاغ گردید. پس از زلزله ی بم رخداد های خوبی در صنعت ساختمان داشتیم. اصلاحاتی که در قانون نظام مهندسی ساختمان و حوزه ی شهرسازی بوجود آمد، تدوین طرح های جامع مدیریت شهری ، تدوین نقشه ی خطرپذیری شهرها ، ایجاد سازمان مدیریت بحران کشور، تجهیز دستگاه های متولی همچون جمعیت هلال احمر و شهرداری ها به امکانات مطابق با فناوری های روز امداد ونجات، آغاز مقاوم سازی ساختمان ها و طرح های مختلف نوسازی و بازسازی بافت های فرسوده در شهرها و روستاها، و همه و همه مرهون جانباختگان زلزله بم می باشد. بیش از ۲۶ هزار نفر زندگی خود را از دست دادند تا ما به زلزله به عنوان بلای طبیعی ننگریم و زلزله را امری طبیعی در ایران بزرگ به درستی بشناسیم و برای پیشگیری و کاهش ریسک آن اقدامات مناسب و درخور داشته باشیم. اگرچه با گذشت ۱۳ سال از آن روز هنوز نتوانستیم به ایده آل خودمان برسیم اما اقدامات صورت گرفته را به فال نیک گرفته و امیدوارم خداوند متعال فرصت دهد تا مسوولین همتی کنند و برای آن روز که زلزله ای دیگر رخ دهد آمادگی لازم و کافی را ایجاد نمایند.در این گفتار سعی نمودیم که خارج از نقد و بدون اشاره به مشکلات و موانع مروری داشته باشیم از درس آموخته های بم تا صرفا تذکری دهیم که اگرچه اقدامات مناسبی صورت گرفته است اما کافی نیست. هنوز ما در فرهنگ ایمنی و مدیریت بحران و جلب مشارکت های مردمی در این حوزه با خلا فراوان روبرو هستیم و می طلبد تا همتی جزم شود و مدیریت بحران به عنوان اولویت اول اقدامات دستگاه های اجرایی کشور و نهادهای غیردولتی و بخش خصوصی قرار گیرد. به امید روزی که دیگر شاهد فجایعی مثل زلزله بم نباشیم.

 

مطلب پیشنهادی

دوره آموزشی اخلاق مدیریت بحران

دوره آموزشی اخلاق مدیریت بحران وبینار رایگان با موضوعات دوراهه های اخلاقی قواعد اخلاقی طراحی و اجرا پیامدهای اجتماعی بحران ها اصول اخلاقی امدادرسانی در بحران ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *