به یاد چهره های شاخص معاصر معماری ایران(زنده یاد هوشنگ سیحون/حسین امانت/کامران دیبا)

چهره شاخص معماری

زندگی نامه حسین امانت ( تصویر وسط در پوستر موسسه مقاوم سازی)

حسین امانت طراح برج آزادی - مسیر ایرانی
حسین امانت متولد سال ۱۳۲۱ شمسى (۱۹۴۲ م) است، از كودكي در خانواده اي بزرگ شد كه عاشق فرهنگ ايران بود و در يك مكتب فكري پرورش پيدا كرد كه مي گويد زيبايي هاي دنيا در هر كجا كه باشد، متعلق به همه دنياست و هنرمند بايد به همه اين زيبايي ها مراجعه كند.

امانت دانش‌آموخته دانشگاه تهران است. در سال ۱۹۶۶ حسین امانت دانشجوی ۲۴ ساله دانشگاه تهران با شرکت در یک رقابت ملی شروع زندگی حرفه‌ای خود را پایه‌ریزی کرد.

قرار بود در این رقابت طراحان یک نماد ملی ایرانی و اسلامی را که نشان از ایرانی مدرن داشته باشد طراحی کنند.حسین امانت با طرح خود که همان میدان بزرگ آزادی بود به معماری ایران سلامی دوباره کرد و توانست خود را در آغاز جوانی به معماری با مقیاس جهانی تبدیل کند.

او معمار برج آزادی است که به مناسبت یادبود جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران و به عنوان نمادی از «ایران مدرن» و نشانی از «دروازه تمدن بزرگ» در سدهٔ بیستم ساخته شد و هم چنین آرشیتکت و طراح ساختمان‌های اولیهٔ دانشگاه صنعتی شریف و بسیاری از سازه‌های دیگر در ایران و جهان است.

پس از پروژه پیروزمندانهٔ برج آزادی که تا پیش از انقلاب برج شهیاد نامیده می‌شد و دانشگاه صنعتی آریامهر (شریف)، نظارت و سرپرستی ساخت موزه بزرگ پاسارگاد در نزدیکی آرامگاه کوروش کبیر به او واگذار شد. امانت هم چنین معمار و طراح شماری چند از مراکز صنایع دستی، مدرسه، کتابخانه و حتی یک شهرک تفریحاتی در ساحل دریای خزر بوده‌است. او بعدها با گسترش کار خویش بناهایی در بیرون از کشور را نیز طراحی نمود، از آن دست، بنای سفارت ایران در شهر پکن، پایتخت جمهوری خلق چین، که متمایزترین سفارتخانه ناحیه دیپلماتیک در پکن است.

طرح‌های حسین امانت را بیشتر به دلیل پیوند معماری کلاسیک غربی با روح معماری شرقی می‌شناسند.تزئین ساختمان با استفاده از سنگ از دیگر مشخصه‌های معماری حسین امانت است.

وی از سال ۱۹۸۰ به عنوان یک شهروند کانادایی در کانادا زندگی می‌کند. این معمار در دفتر کارش در کانادا مشغول به کار در طرح‌ها و پروژه‌های بین‌المللی خود است.

حسین امانت طراح برج آزادی - مسیر ایرانی
از دیگر سازه‌های طراحی شده به دست وی می‌توان به این موردها اشاره کرد:

  • ساختمان ابن سینا در دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر پیشین) در سال ۱۳۵۴
  • ساختمان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری (مرکز صنایع دستی پیشین)، کامل شده در سال ۱۳۶۳
  • ساختمان سفارت ایران در پکن  )کامل شده در سال ۱۳۶۲(
  • ساختمان مقر بیت العدل اعظم، از ساختمان‌های حول مقام اعلی
  • دارالتبلیغ بین‌المللی از ساختمان‌های حول قوس مقام اعلی،
  • محفظه آثار بهایی از ساختمان‌های حول قوس مقام اعلی،
  • مشرق‌الاذکار در ساموآ

 

 

به یاد هوشنگ سیحون (تصویر سمت راست در پوستر موسسه مقاوم سازی)

سیحون در خانواده‌ای آشنا با موسیقی به دنیا آمد. پدربزرگ او میرزا عبدالله فراهانی از پیشگامان موسیقی سنتی و معروف به پدر موسیقی سنتی ایران بود. مادر وی، مولود خانم، از نوازندگان تار و سه‌تار و نیز دایی او مرحوم احمد عبادی، استاد بزرگ سه‌تار بود.

او پس از پایان تحصیل معماری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، به دعوت آندره گدار (رئیس اداره باستان‌شناسی وقت ایران) برای ادامه تحصیل راهی پاریس می‌شود و در دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس (بوزار) طی حدود ۳ سال تحت تعلیم اوتلو زاوارونی به تکمیل دانش معماری خود می‌پردازد و در سال ۱۹۴۹ به درجه دکترای هنر می‌رسد. او در بازگشت به ایران در سن ۲۳ سالگی نخستین اثر معماری خود که بنای یادبودی بر آرامگاه بوعلی سینا بوده‌است را طراحی می‌کند.

سیحون در طول سالهای فعالیت خود عضو شورای ملی باستان‌شناسی، شورای عالی شهرسازی، شورای مرکزی تمام دانشگاه‌های ایران و کمیته بین‌المللی ایکوموس (Icomos، وابسته به یونسکو در پیش ازانقلاب) بوده و به مدت ۱۵ سال مسؤولیت مرمت بناهای تاریخی ایران را برعهده داشته‌است.

هوشنگ سیحون بیش از دو دهه در ونکوور کانادا زندگی کرد. وی شهروند افتخاری فرانسه نیز بود.

 هوشنگ سیحون که در سن ۹۴ سالگی درگذشت، خالق بناهای معروفی در ایران است و آرامگاه برخی از مشاهیر ایران به دست او طراحی شده است.

به گزارش خبرنگار بخش هنرهای تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، هوشنگ سیحون در طول فعالیت خود در ایران، بناهای مشهوری را طراحی کرد؛ بناهایی که به دست این هنرمند ایرانی ساخته شدند به عنوان بخشی از تاریخ معماری مدرن و تلفیق آن با معماری سنتی، به یادگار خواهند ماند. توجه به شخصیتی که بنا برای او ساخته می‌شد، از ویژگی‌های کار هوشنگ سیحون بود.

آرامگاه خیام

آرامگاه خیام

آرامگاه کنونی خیام در شهر نیشابور از شاخص‌ترین کارهای هوشنگ سیحون است. این آرامگاه در باغی که مقبره امامزاده محروق، از نوادگان امام سجاد (ع) در آن واقع است، قرار گرفته؛ این باغ در زمان حیات خیام در محله شادیاخ نیشابور بوده است.

آرامگاه یا بنای یادبود خیام از ساختمان‌های شاخص طراحی شده در ایران است که تلفیقی موفق از عناصر سنتی و مدرن را به نمایش گذاشته است.

هوشنگ سیحون خود درباره این بنا گفته بود: «آرامگاه خیام در باغ امامزاده محروق نیشابور قرار داشت. اولین کاری که باید انجام می‌دادم این بود که به گونه‌ای طراحی کنم که آرامگاه خیام و امامزاده محروق تداخل پیدا نکنند؛ به همین منظور من برای باغ محوری عرضی تعریف کردم تا آرامگاه را که در گوشه شمال شرقی باغ قرار داشت از امامزاده جدا کنم. من مکانی در باغ را که اختلاف ارتفاع سه متری نسبت به درختان زردآلوی باغ داشت انتخاب کردم، چون این مکان سه متر پائین‌تر قرار دارد و فصل بهار شکوفه‌های زردآلو روی مزار می‌ریزد. خیام ریاضیدان، منجم و ادیب بود؛ سعی داشتم که این سه جنبه شخصیتی در مزارش تجلی پیدا کند.»

آرامگاه نادرشاه افشار

آرامگاه نادرشاه افشار

آرامگاه نادرشاه بنایی است در مجموعه باغ موزه نادری در شهر مشهد که به یادبود نادرشاه افشار در سال ۱۳۴۲ خورشیدی توسط هوشنگ سیحون طراحی و ساخته شده‌ است. ساختمان آرامگاه نادرشاه از قسمت مرکزی که محل تدفین نادرشاه است و دو تالار موزه تشکیل شده که یکی از آنها موزه اسلحه دوره‌های مختلف تاریخ ایران و دیگری موزه اسلحه و آثار مربوط به دوران نادرشاه را نمایش می‌دهد.

ساختمان جدید آرامگاه نادرشاه افشار در تاریخ ۱۲ فروردین ماه سال ۱۳۴۲ به همت انجمن آثار ملی ایران در باغ نادری بازگشایی شد.

آرامگاه کمال‌الملک

آرامگاه کمال‌الملک

آرامگاه کمال‌الملک از دیگر بناهای طراحی شده توسط هوشنگ سیحون است. این بنا در شهر نیشابور (مدفن کمال‌الملک) قرار گرفته است. موقعیت این بنا در نزدیکی آرامگاه عطار نیشابوری در محله شادیاخ در نیشابور (شهر کهن) و موقعیت کنونی در خیابان عرفان (نیشابور) است.

حجم بنا از قوس‌هایی متقاطع که بر روی اقطار مربع زده شده‌اند پدید آمده که این قوس‌های متقاطع، «تاق‌های چهاربخش» را که در معماری سنتی ایران بسیار دیده شده‌اند تداعی می‌کنند و احتمالاً منبع الهام طراح نیز بوده‌ است. طراح با بهره‌گیری خلاقانه از قوس و با پیچشی که در ایده کلی آن ایجاد کرده، به نتیجه‌ای ظاهراً متفاوت با هندسه‌ای پیچیده دست یافته‌ است. این طرح نوآورانه با به‌کارگیری سازه پوسته‌ای بتنی اجرا شده‌ است. این بنا در مراسمی در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۳۴۲ خورشیدی رونمایی شد.

آرامگاه ابوعلی سینا

آرامگاه ابوعلی سینا

آرامگاه ابوعلی سینا که در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۶ به‌ عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده، از دیگر آثار به جا مانده از هوشنگ سیحون است. این بنا به سبک معماری «قرنی» که بوعلی سینا در آن می‌زیسته از روی قدیمی‌ترین بنای تاریخ‌دار اسلامی یعنی برج گنبد قابوس در شهر گنبد کاووس اقتباس شده است.

باغچه‌های این بنا متاثر از باغ‌های ایرانی، آب‌نماها الهام گرفته از حوض خانه‌های سنتی و نمایی با روکار سنگ‌های حجیم و خشن خارا که با سنگ گرانیت کوهستان الوند آراسته شده و نمایان کننده کاخ‌های باستانی ایرانیان است. کار ساخت این بنا در سال ۱۳۳۳ هجری شمسی به پایان رسید.

به گزارش ایسنا، هوشنگ سیحون، معمار و نقاش ایرانی در یکم شهریور ماه ۱۲۹۹ در تهران متولد شد.خانواده‌ی او اهل هنر موسیقی بودند و پدربزرگش، میرزا عبدالله فراهانی از پیشگامان موسیقی سنتی بود. سیحون پس از پایان تحصیلاتش در رشته‌ی معماری دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران، به دعوت رییس اداره‌ی باستان‌شناسی برای ادامه‌ی تحصیل به فرانسه سفر می‌کند و سه سال در دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس تحصیل می‌کند و موفق به دریافت مدرک دکترا می‌شود.

او پس از بازگشت به ایران یک دوره به ریاست دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران منصوب شد که از فعالیت‌های او تاسیس سه رشته‌ی شهرسازی، تئاتر و موسیقی بود. او در ۲۳ سالگی، نخستین اثر معماری خود را که بنای یادبودی برای آرامگاه ابوعلی‌سینا بود، طراحی کرد.

همچنین از آثار معروف این معمار ایرانی می‌توان به آرامگاه کمال‌الملک، خیام، نادرشاه افشار، کلنل محمدتقی پسیان، بنای موزه‌ی توس و ساختمان بانک سپه در میدان توپخانه‌ی تهران اشاره کرد.

طرح‌های او در کتابی به نام «نگاهی به ایران در پاریس» در سال ۱۹۷۳ و مجموعه دستاورد زندگی حرفه‌ای او (معماری – نقاشی) در کتابی به نام «هوشنگ سیحون در کانادا» در سال ۱۹۹۹ به چاپ رسیده است.

این معمار ایرانی روز پنجم خرداد ماه ۱۳۹۳ در خارج از کشور درگذشت.

 

 

معرفی کامران دیبا (تصویر سمت چپ  درپوستر موسسه مقاوم سازی)

كامران ديبا معمار و شهرساز
متولد سال ۱۳۱۷تهران
فارغ التحصيل رشته معمارى و شهرسازى دانشگاه هاروارد واشنگتن۱۹۶۳
شركت در نمايشگاه نقاشى بى ينال ونيز ۱۹۶۱
شركت درنمايشگاه نقاشى بى ينال پاريس۱۹۶۳
برپايى نمايشگاه نقاشى در گالرى رئاليته آمريكا ۱۹۶۲
شركت در دومينكنگره معمارى ايران ۱۳۵۱
بنيانگذار دفتر مهندسين مشاور داخل (قبلازانقلاب)
شركت درمسابقه معمارى بنياد آقاخان و دريافت جايزه به خاطر معمارىشهرك شوشتر
طراحى و اجراى آثارى چون موزه هنرهاى معاصر تهران، پارك و فرهنگسراىشفق، پارك وفرهنگسراى نياوران، منزل مسكونى (موزه) پرويز تناولى، نمازخانه جنب موزهفرش، مسجد جندى شاپور، شهرك شوشتر، ويلاى «پيرونه» (اسپانيا)، ويلاى «اسپارتينا» (اسپانيا) و چندين اثر ديگر در ايران و اروپا و آمريكا ۱۳۸۳- ۱۳۴۵
اقامت دائمىدر اسپانيا در سال هاى پس ازانقلاب

image007

یكی از مراكز هنری كه در چندسال اخیر بسیارموردتوجه و بازدید قرار گرفته و رفته رفته به كاربری اصلی خود نزدیك شده، موزه هنرهای معاصر تهران است كه بخش بزرگی از جذابیت آن، به بنای ماندگار آن مربوط می شود. این ساختمان در تهران خویشاوندان دیگری نیز دارد كه با كمی دقت از سایر سازه های مطرح و معروف متمایز می شود.

در سال های پیش از انقلاب، فرهنگسرای نیاوران و منزل (موزه) «پرویز تناولی»  از دیگر بناهایی هستند كه خیلی سریع و با صراحت هم خونی خود با موزه هنرهای معاصر را بازگو می كنند. بالای بناهای نامبرده و پایین همه آنها تنها نام و امضاییك نفر وجوددارد، كه آن هم «كامران دیبا» ازمعماران مدرن ایران و یكی از چهره های شاخص نسل دوم معماری معاصر ماست.

كامران دیبایكی از شخصیت های حاضر و حاذق و حساس معماری معاصر ایران است و این را بیش از هرچیزی كنش های به موقع و بجا و انتقادی او به ما می گوید. موضعی كه بعد از یكی دو دهه وقفه، در سال های اخیر نیز همواره شاهد بوده ایم و خوانده ایم. دراین زمینه و برای نمونه می توان به انتقادهایی كه او از وضعیت معماری و شهرسازی كشورمان در دومین كنگره معماری ایران (اسفند ۱۳۵۱) می كند، مراجعه كرد: «این اشتباه است كه بعضی می انگارند و انتظاردارند كه معماران به صورت فردی بر محیطی كه برآن كنترل ندارند اثر بگذارند. اصولاً انتقاد فردی از معماران درمورد بی توجهی به مفاهیم زیبایی های عصر حاضر و نیز عدم تابعیت ازمد و روش های متداول حرفه ای، خرده گیری های بی موردی است، چرا كه اثرات منقطع و كوتاه مدت معماری درمجموعه های شهری بسیار كم اهمیت است.

اشكال در بدسلیقگی بنای یك ساختمان یایك مجموعه كوچك نیست، بلكه در ناهنجاری و بی نظمی كنترل نشده یك بافت است. بنابراین بعد از سلب مسؤولیت و بی اهمیت انگاشتن نقش معماران در شكل گیری محیط كالبدی است كه جست وجو برای شناخت عوامل و چهره های مؤثر درشكل یابی بافت كالبدی مطرح و قابل بررسی می شود.»

دیبا دراین سخنرانی و در قسمتی دیگر از حرف هایش تك سازی و سمبل سازی معماران ممتاز را دربرابر معماری محیطی و شهرسازی قرارمی دهد و نادیده گرفتن دومی (معماری محیطی ) را كه از نظر انسانی دارای «ارزشهای والاتری » است ، زیر سؤال می برد. او در این سخنرانی و در این مورد به نكته ای انتقاد می كند كه هنوز و با گذشت سه دهه ، بزرگترین معضل زیست محیطی ایرانی هاست. نكته ای كه نه تنها عدالت اجتماعی ، كه مفهوم شهروندی و همزیستی وهمسایگی را هم به طور آشكار و علنی از بین برده و به رخوت و ركود كشانده است. دامنه انتقادهای این معمار معاصر اما گاه رنگ و رویی حرفه ای به خود می گیرد و گاه شمایی شخصی و تا بدین اواخر ادامه مییابد. یك جا در باره تناسب ایده وا جرا در طرح برگزیده در یك مسابقه معماری نظر می دهد و یك جا در باره مقاله «نادر اردلان » و توصیف تحریف شده او از معماری دوره پهلوی سخن می گوید و هشدار می دهد . او همچنین در یادآوری تلاش های جسته گریخته ای كه پیشتریا همزمان با او در عرصه معماری ایران صورت گرفته ، علاقه مندی زیادی از خود نشان داده است و برای نمونه می توان از مطالب او در مجلات معمارییاد كرد، كه هم تأكیدی است برحضورش در تحولات معماری ایران و هم از حساسیت اش در این مورد می گوید. حساسیتی كه شاید خیلی از معماران در غربت ما از دست داده باشند و یا از اعتراف بدان خودداری كنند.و اما با تمام اعتقادی كه به حركت جمعی معماری ایران وجود دارد و دیبا نیز بارها و بارها روی آن تأكید كرده است ، شخصیتیك معمار واقعی را نمی توان در تفریق ایده ها و آفرینه های فردی او شناخت و در انجامه این شناخت به شاخص آثار او مراجعه نكرد. سهم این معمار نسل دومی هم وقتی مشخص و مجزا می شود كه به سازه های ماندگارش رجوع كنیم و از تسلط او بر ماجرای معماری مدرن آگاهی بیابیم. در این مورد و مراجعه، موزه هنرهای معاصر تهران كافی است كه معدل جست وجوگری این معمار موفق باشد و بتوانیم نمره قبولی را به او بدهیم والبته قبولی در آزمونی كه نه شركت كننده های زیادی داشته و نه شرایط سختی در نوع خودش و نه صددرصد شانسی و تصادفی بوده است.

طراحی و اجرای آثاری چون موزه هنرهای معاصر تهران، پارك و فرهنگسرای شفق، پارك وفرهنگسرای نیاوران، منزل مسكونی (موزه) پرویز تناولی، نمازخانه جنب موزه فرش، مسجد جندی شاپور، شهرك شوشتر، ویلای «پیرونه» (اسپانیا)، ویلای «اسپارتینا» (اسپانیا) و چندین اثر دیگر در ایران و اروپا و آمریكا ۱۳۸۳- ۱۳۴۵ساختن بناهای شاخص و شكیل و نمادین ، كه از آن به عنوان الگوهای معمارییك دوره یاد می شود، فرصتی است كه در همه جای دنیا به زحمت نصیبیك معمار می شود و این موضوع همیشه و در وهله نخست ربطی به خلاقیت آن معمار ندارد و نتیجه اش اغلب وقتی مشخص می شود كه بنا ساخته شده باشد و قد برافراشته باشد و فضا را به اقتضای ایده مورد مصرف اشغال كرده باشد و بالاخره در معرض دید و داوری مخاطب قرار گرفته باشد. یك چنین بناهای به اصطلاح »مونونشنال» ی بی برو برگرد امضای آن طراح و معمار به حساب می آید و اغلب به خاطر شهروندی بودن جای شانه خالی كردن برای سازنده اش نمی گذارد. به همین خاطر هم ممكن است این فرصت هرگز و یایك بار بیشتر سراغ هر معماری نیاید و سودای ساختن ایده های هنری او را معین نكند. فرصت مورد اشاره در ایران آن قدر كم بوده كه داوری درباره چندانی و چونایی كارهای به انجام رسیده را تا حدودی سخت می كند. برای درك كاری هم كه كامران دیبا و دیگر معماران معاصر ما كرده اند، باید به این نظم و بی نظمی حاكم بر ساخت و ساز كشورمان و كمینه كاری كه صورت گرفته، در روندی معكوس بیندیشیم و ببینیم كه هر سازه متشخصی چگونه به این ساختار سردرگم و متشتت اضافه شده و راه باز كرده است و سهم آن در نظم و یا بی نظمی دیدن و دادن به محیط و آنگاه فضا چقدر بوده است. به عبارتی تنها قرار گرفتن در یك روند تاریخی رو به جلو و چیزی را جایگزین چیزی كه باید، كردن، نمی تواند مفهوم درستی از معماری معاصر ما به دست دهدو اینداستان وقتی روشن و به معنای واقعی خود نزدیك می شود كه از دور و از بیرون بدان نگاه كنیم و آن را به مثابه یك حركت جمعی و روحیه قومییك ملت در مقطعی از تاریخ و سپس در ارتباط با كل تاریخ در نظر بگیریم. اگرنه كه بررسی انفرادی بناهای شاخص موجود، صرف نظر از بستر معماری ایرانی، فكر نمی كنم كه چندان ثمربخش باشد و به نظر بیاید و ما را به راهی كه باید، رهنمون شود. هیچیك از آثار معماری كامران دیبا ، چه در ایران و چه در اسپانیا و آمریكا و… در نگاه نخست خود را به تمامی نشان نمی دهد و با ورود به فضای آنهاست كه لایه لایه ورق می خورند و درونه و دایره كامل خود را عرضه می كنند. به بیانی دیگر آثار این معمار برجسته نه در یك پلان و نمای كلی، كه در پلان های مختلف شكل می گیرد و به چشم می آید. گسترش افقی فضا و گردش اضلاع و زاویه ها و دور و نزدیك شدن لایه های مختلف دید از دیگر مشخصات كلی این آثار به حساب می آیند و تكرارشان در همه پروژه ها از ثبات آنها در ذهن طراح خبر می دهد. این »كوتاه نمایی» سازه و در عین حال تسلسل آن، شاید از ویژگی های بنیادینی باشدكه از تواضع و فروتنی معماری سنتی كشورمان می آید و از آب دیدگی و آفتاب دیدگی آن. ویژگی هایی كه دیبا آنها را در خود حفظ كرده و حتی با خود به دنیای دیگری برده است. به طوری كه وقتی پرسشگر یك مجله اسپانیایی از او درباره ایرانی بودن مؤلفه هاییكی دو آثار اخیرش (ویلاپیرونه و ویلا اسپارتینا) می پرسد، با صراحت پاسخ می دهد. البته كه ایرانی است، ولی نه فقط در محدوده احساسات خاص عرفانی و طبع درویشانه؛ اصولاً، در گذشته، متمولان و صاحبان مكنت ثروت خود را در معرض دید دنیای خارج نمی گذاشتند. این كار آنها باعث می شد كه فقیر و غنی و متوسط الحال در كنار هم زندگی كنند و سیمای معماری شهر آرام و هماهنگ باشد . (نقل از مجله معمار) نكته دیگری كه دال بر ایرانی بودن معماری دیبا است حفظ سكون و سكوت و وقار در تمام آثار اوست كه گذشته از اقتباس هایش، با وفاداری به محیط اصلی طرح و توجه به همان نقطه ظریف «طراحی محیطی» شكل گرفته اند به طور مثال او در توصیف روند شكل گیری «پارك و فرهنگسرای نیاوران » خود چنین می گوید: « این طرح شامل سه قسمت بوده است: ۱- یك دفتر ۲- پارك ۳- فرهنگسرا. این محوطه یك باغ شمیران قدیم بود . نظیر این باغ ها در شمیران اوایل قرن فراوان بود و اعیان و بعضی از روستاییان شمیران ، كه در تهران شاغل بودند ، در تابستان های گرم ، تهران را برای چند ماه ترك و زندگی خود را به شمیرانات منتقل می كردند و روزها را زیر درخت های تنومند چنار و كنار آب جاری از قنات ها و شب ها را زیر آسمان پر ستاره و یا پشه بند به صبح می رساندند . باغ نیاوران فاقد ساختمانی قدیمی بود، ولی استخر نسبتاً بزرگ و حوضچه های متعدد و آبریزهای آن به سبك باغ های با اهمیت گذشته طراحی شده بود. یكی از هدف های طراحی جدایی معماری مدرن و حفظ این محوطه به صورت یك سند و همین طور بازگشتی به گذشته ، یا به یك باغ دوره قاجاریه بوده است.»

او همین توضیح را درباره « پارك و فرهنگسرای شفق » می دهد . اینكه :

«یكی از كارهای باارزش در این طرح حفظ ساختمان قدیمی آن است كه آن روزها محكوم به تخریب شده بود . فكر می كنم اگر با چراغ قوه هم بگردید، در تهران یك ساختمان مشابه و هم دوره آن در این مقیاس كوچك پیدا نخواهید كرد . از وزیر دربار تا شهردار وقت محله به من فشار آوردند تا این ساختمان را خراب كنم. یكی به دلیل باز كردن دید بیمارستان واتیكان در كوچه شمالی و دیگری به سبب عدم شناخت و ارزش سنت معماری … امروز خوشحالم كه این ساختمان قدیمی را با اندكی مداخله در نمای آن گسترش دادم و حفظ كردم. چون بین خودمان باشد از ساختمان های خود من شكیل تر و موقرتر است و در آن از آرتیست بازی های جوانی خبری نیست . »

دیبا كه حالا به دخل و تصرف در آثارش كمی معترض به نظر می رسد و آن را در متنی با عنوان «فرهنگ و اخلاق معماری» بازگو كرده است ، بعد از ۱۲ سال فعالیت حرفه ای در ایران قبل از انقلاب ، كماكان كار خود را در اروپا و آمریكا پی گرفته و ردپاهای دیگری از خود به جا گذاشته است، آنقدر كه این متن كوتاه نمی تواند به ارائه یكباره و یكجای همه كوشش های او بپردازد . كسی كه آفرینه هایش در ارتباطی مؤثر و مداوم با محیط قرار گرفته و هرگز از زیبایی های آن نكاسته و بر درخشش آن افزوده است.

معرفی نامه کامران دیبا به نقل از محمد شمخانی تهیه شده است.

مطلب پیشنهادی

پیام تبریک موسسه مقاوم سازی و بهسازی لرزه ای ایران به دکتر مهدی زارع چهره شاخص موسسه مقاوم سازی / دریافت درجه علمی هابیلیتاسیون فرانسه – بالاترین درجه علمی اروپا

دکتر مهدی زارع این پیروزی و سربلندی شما ،‌افتخاری است برای ایران عزیز و گرامی. …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *