ساختارهای اجتماعی و مخاطرات طبیعی

معصومه کمال الدینی جامعه شناس و دبیرگروه جامعه شناسی مصایب وبلایای طبیعی انجمن جامعه شناسی ایران

شاید در یک نگاه سطحی نمی توان جنس سنگ و آهن و خاک را به آنچه که ساختار اجتماعی تعریف شده است ارتباط داد ، مگر میشود گسل های زمین ،رانش و فرسایش خاک و یا گلوله ای از جنس سرب را به دنیای انسانی ارتباط داد اما آنچه که رابطه طبیعت با انسان را به جنگی نابرابر تبدیل میکند ، همین ساختارهای اجتماعی است که از آن به سادگی نباید بگذریم .

امیل دورکیم از بنیانگذاران جامعه شناسی ، مفهوم ریخت شناسی را وارد علوم اجتماعی کرد که میتوان از آن در برنامه ریزی های بازسازی شهری و روستایی پس از سوانح ،  بهره برد از نگاه دورکیم بسیاری از واقعیت های اجتماعی ریشه در مطالعه اساس جغرافیایی ملت ها و روابط آن با سازمان اجتماعی ، یعنی مطالعه میزان وتراکم جمعیت و نحوه توزیع آن برسطح زمین می باشد .

واقعیات ریخت شناسی شامل اندازه و تراکم جمعیت هر ناحیه ، توزیع آن بین مناطق روستایی و شهری ، اشکال ساختمان و معماری ، الگوهای حمل و نقل ،حدود و مرزها و توزیع منابع طبیعی و فن آوری های حاصل از استفاده از این منابع می باشد ؛ یعنی اولین رابطه جامعه شناسی با آنچه که در زیست محیط زندگی انسانی و طبیعت اتفاق می افتد . دورکیم معتقد است روابط اجتماعی برخاسته از شرایط ریخت شناسی است و اشکال پیوند بین افراد جامعه یعنی مناسبات خویشاوندی  به وجود فیزیکی افراد و الگوهای سالخوردگی وابسته هستند و اینها را میشود در توزیع مسکن و خانوار  مشاهده کرد و از نظر من میتوان گفت که اگر این ریخت شناسی اجتماعات ، در بازسازی های پس از سوانح به لحاظ نگردد، تاثیرات منفی بر روابط اجتماعی و مناسبات خویشاوندی و نهادهای اجتماعی خواهد گذاشت.

از سوی دیگر واقعیت های اجتماعی دیگری نیز در ساختارهای زیرین اجتماعات وجود دارد مانند اعتماد اجتماعي، سرمایه اجتماعی ،  خشم عمومی ، انتقادناپذيري ،فردگرایی ، انگ هاي اجتماعي و چيزهايي که در حالت عادي يک جامعه، در پشت پرده ی لبخندها و رضايت هاي به ظاهر زيبا و آرام پنهان شده اند و پس از فاجعه خود را در شکلی از معلولیت  اجتماعي-اقتصادي و سياسي نشان خواهد داد و هر آنچه در لايه هاي زيرين ساختارها پنهان بوده ، آشکار میگردد گرچه فجایع با خود پيامدهاي مثبتي نيز در روابط اجتماعی و مناسبات مردمی نشان میدهد ؛ مانند افزايش همبستگي  اجتماعي اما صرفا همدردی هاي کوتاه مدت و شور عمومی مردم کافی نیست

به این دلیل برنامه های توانبخشی  و بازتوانی های طولانی مدت روانی اجتماعی بايد تا مدت ها برقرار باشد، چراکه ساختارهاي اجتماعي و نقش هاي اجتماعي و خانوادگي آسيب مي بيند و روان انسان به شدت دچار شوک، بهت و خشم، ناراحتي و افسردگي مي شود ، سورکین از پیشگامان جامعه شناسی مصایب و مخاطرات طبیعی نیز معتقد است که فجايع مي توانند علاوه بر تغييرات شناختي و رواني، تغييرات اجتماعي گسترده اي ايجاد کنند؛ تغييراتي در رفتارهاي مذهبي و اخلاقي و واکنش هاي رواني و همچنين در الگوهاي خانوادگي مانند فرزندآوري، ازدواج و طلاق و نيز در نشانه هاي اجتماعي مانند افزايش بي بندوباري یا … .

تجارب فجایع طبیعی در ایران نشان داد که ؛ مناسبات خویشاوندی به دلیل خراب شدن خانه و سرپناه مردم نیز آسیب می بیند ، این بی سرپناهی کوتاه مدت باعث مي شود بازماندگان فاجعه مجبور به اقامت در سکونتگاهي شوند که هيچ شباهتي به خانه و زندگي قبلي شان ندارد و مجبور به تحمل الگوهايي از رفتارهاي خانوادگي و اجتماعي هستند که به اجبار به آنها تحميل مي شود؛ مانند زندگي گروهي با ديگر خانواده ها و ازدست دادن حريم هاي محرم و نامحرم .

از سوي ديگر زندگي و اقامت در اين مکان ها در هريک از گروه هاي اجتماعي با تفاوت هاي جنسيتي، درآمد، نژاد، منطقه مسکوني قبل از فاجعه تجربه هاي متفاوتي را براي هر يک ايجاد خواهد کرد که جزء تقسيم بندي هاي آسيب هاي محيطي و اجتماعي فاجعه است و علاوه بر آن ساختارهای خانوادگی نیز با از دست دادن درآمد ،خانه ، مرگ و مصدومیت اعضای خانواده ، نیازهای شغلی جدید ، مهاجرت به شهر و مکانی دیگر  ، بازگشت والدین به شغل ، فرستادن کودکان برای زندگی با بستگان دیگر با تغییرات ساختاری مهمی در چالش خواهند بود و  فاجعه با تغییرات سیستمی در خانواده ها عوارض خود را به جای می گذارد ، پیامدهایی چون به هم ریختگی والدین،  افزایش مصرف الکل و مواد مخدر بین اعضای خانواده ، افزایش اختلاف و تنش و رفتارهای پرخاشگرانه ، جابجایی مکان تحصیل فرزندان  ، کاهش تواناییهای روحی و جسمی والدین و کاهش شانس مشارکت در فعالیت های اجتماعی برای خانواده ها و ازدواجهای اجباری و یا افزایش خشونت خانگی .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عناوین اصلی