نوروزتان پیروز – سخن مدیرمسوول ماهنامه شهرسازی روی خط زلزله- 28 اسفند ماه 1402

با نام خداوند يکتا و بي همتا دومين شماره ماهنامه تخصصي شهرسازي روي خط زلزله را تقديم مي کنم به مردم محروم و ناديده گرفته شده ي استان سيستان و بلوچستان که در کنار همه ي تبعيض هايي که سال هاست دولت ها بر آن ها روا داشته اند، همچنان به عنوان ميهن پرست و ايران دوست واقعي شناخته مي شوند و هيجکدام از اين نابرابري ها و ناعدالتي ها سبب نشده است که فراموش کنند که فرزندان رستم دستان هستند و دراین شماره آنچه در اين سرمقاله مي خواهم به آن اشاره کنم گفتاري است دردناک که شايد تکرارش به حدي صورت گرفته که خيانت و جنايت و فساد را عادي کرده است. ديگر کسي براي نابودي میراث فرهنگی ايران اندوهگين نمي شود. ديگر کسي غصه ي نابودي محيط زيست را نمي خورد. ديگر کسي سيلاب ها برايش مهم نيست و نمي خواهد بداند که سيلاب سيستان و بلوجستان چه بر سر مردم ميهن پرست بلوچستان آورده است؟ هنوز گزارش درستی از وضعیت سیلاب بلوچستان از سوی دولتی ها منتشر نشده است و اين تکرار ها ما را ياد داستان هاي ميراث ادبي مان مي اندازد که شاید هشداری از گذشته برای آینده ی ماست. پسرک میان جمعیت فریاد می زد که (حاکم لخت است) . جمعیت خندید اما نه به لخت بودن حاکم ، بلکه به پسرکی که این خبر را منتشر می کرد. مردم به پسرک گفتند این موضوع را که همه میدانند! و این جا موقعیتی است که متاسفانه ملت ما امروز به آن رسیده است. جاییکه اگر خبری تلخ را بگوییم چون همه می دانند و بارها تکرار شده است، این گفتن خبر را نشانه حماقت گوینده می دانند و کسی دیگر به خلیفه ای که لخت است ایراد و خرده ای نمی گیرد و این بخش ترسناک ماجرا است. جاییکه هیچ کسی حوصله ی فریاد و مطالبه گری و دادخواهی و واخواهی ندارد و این واقعیتی است هولناک و وحشتناک که از داستان های کهن این مرز و بوم برای ما به عنوان هشدار به یادگار مانده است و ما باید حسرت حاکمی را بخوریم که از لخت بودنش شرم داشته باشد. باید حسرت مدیرکل و مسوول و معاونی را بخوریم که به راحتی در رسانه های رسمی و دولتی دروغ نگوید و انکار نکند و این نتیجه ی مسیری است که امثال مهران مدیری ها و رامبد جوان ها برای ما ساختند. وقتی در برنامه های طنز تلویزیونی شان مشکلات مملکت را با مسخره بازی به سخره می گرفتند و ما به نابودی وطن مان می خندیدیم، از همان زمان بایستی منتظر این مصیبت باشیم که اگر سیستان و بلوچستان را سیلاب فرا بگیرد، حضور رئیس محترم جمعیت هلال احمرجمهوری اسلامی را در کنفرانس غزه پیدا کنیم نه در منطقه ی سیلابی دشتیاری بلوچستان! باید وقتی مهران مدیری، در سریال های طنزش ، مردمی که خانه هایشان را سیلاب ویران کرده به سخره می گرفت و با خنده و تمسخر می گفت که : (در یکی از مناطق که دیگه اوضاع از هیجان انگیز هم فراتر رفت، اول سیل اومد همه خیس شدند بعد طوفان شن شد و سرتاپای همه آسفالت شد و بعد همه شدند یک سری مجسمه شنی که پلک میزنه) و ما در خانه هایمان به این دلقک بازی های تلخ می خندیدیم، آن زمان بایستی منتظر این واقعه باشیم که وقتی یکی از اشخاص مهم و بزرگ مملکت با یک جعل امضا صاحب چهار هزار متر باغ در بهترین نقطه ی تهران می شود ، بدون اینکه پاسخ گوی رسانه ها باشد باز او را در یکی از مهمترین جایگاه های سیاسی دیدار کنیم و این یعنی فریاد زدن در مورد واقعیتی که همه می دانند به مراتب ناکارامد تر از سکوت است. یادم می آید که در یک انجمن فرهنگی به نام پویش سیمرغ هشتک (عذرخواهی مدیری) را بابت همین مثلا طنز که در زمانی پخش شد که مردم در مازندران و گلستان و فارس و لرستان و خوزستان و کرمانشاه و چند استان دیگر به خاطر سیل عزادار بودند و همه ی ملت ایران از سراسر کشور در حال جمع آوری کمک های مردمی برای سیل زده ها بودند، مهران مدیری به جای هم دردی با مردم درد کشیده و عزادار ، با خندیدن به درد مردم سیل زده برای برنامه ی مزخرفش مخاطب جذب می کرد و آن هنگام این هشتک به جای اینکه بازخورد مثبت داشته باشد و مهران مدیری را مجبور به عذرخواهی کند باعث انتقاد شدید مخاطبین پویش سیمرغ شد که می گفتند مهران مدیری درد ملت را با طنز می گوید!!! و هرچه ما گفتیم که این طنز نیست و این دلقک بازی هیچوقت نمی تواند انتقاد سازنده باشد هیچ گوشی را خریدار نبود و امروز شاهد نتایج مسیری هستیم که مهران مدیری برای این مسیر پول گرفت و مناقع شخصی خودش را به منافع ملی ترجیح داد . (فیلم طنز مهران مدیری در پیج اینستاگرامی ماهنامه شهرسازی روی خط زلزله منتشر گردیده است و تا پایان فروردین ماه 1403 به اصطلاح اینستاگرامی ها سنجاق خواهد شد.)
شاید باید ما نیز سکوت کنیم و هیچ نگوییم و منتظر باشیم تا هر روز شاهد وقایع تلخ تر برای ایران مان باشیم. اما اگر ما نیز سکوت کنیم و یا مثل مهران مدیری ها همه چیز را به سخره بگیریم آیا حال جامعه ی ما بهتر خواهد شد؟ اگرچه امروز به ما (غرغرو) می گویند و انگ این را می زنند که ما در حال تزریق ناامیدی به جامعه هستیم اما قطعا با سکوت ما هیچ چیزی بهتر نخواهد شد. ما همچنان مطالبه گری می کنیم و اجازه می دهیم به ما بگویند (غرغرو) . همچنان فریاد می زنیم. همچنان از تخریب عمدی محیط زیست و میراث فرهنگی می گوییم و برای اصلاح آن نیز راهکار ارائه خواهیم داد. همچنان امید به احیای دریاچه ارومیه داریم. همچنان یقین داریم با دیپلماسی قدرتمند خارجی می توانیم حقابه های هیرمند را بازستانیم و می توانیم جلوی خشکی دریای کاسپین را بگیریم و روزی خواهد رسید که دیگر حسرت شرم مدیران مان را نخواهیم خورد. روزی خواهد رسید که دیگر هیچ مدیرکلی به راحتی تخلف نمی کند و تخلف و خطایش را انکار نخواهد کرد چرا که تاریخ هزار ساله ی ملت ایران ثابت کرده است که بالاخره روزی فریدون خواهد آمد و این تمدن بزرگ مجدد احیا خواهد شد همانطور که حکیم فردوسی آن را پیش بینی کرده است. امروز اروپاییان به این نتیجه رسیدند که سدسازی مانع رشد و توسعه است. در همین سال جاری 325 سد به دلیل پیشگیری از تغییرات اقلیمی و ناکارامدی زیست محیطی در کشورهای اروپایی برچیده شد و ما همچنان دومین سد ساز جهان شناخته می شویم. ما به چشم دیدیم که سد سیوند و سد گتوند چه بلایی سر رودخانه خروشان کارون (شور شدن آب) و میراث فرهنگی فارس (تخریب اثار باستانی به دلیل رطوبت و عدم رعایت حریم میراث فرهنگی) آورده است و ما آن زمان که شعار اشتغال برای آذربایجان غربی می دادیم با دستان خود دریاچه ارومیه را با سدسازی هایمان به نابودی کشاندیم ولی همچنان در برنامه های وزارت نیرو شاهد پروژه های بزرگ سد سازی هستیم. بزرگترین سد ساز جهان هستیم اما در مدیریت سیلاب ناتوانیم و این آب های جاری سیلاب را بجای بهره برداری به سمت خلیج فارس و دریای مکران هدایت می کنیم و یک سال مدام از بحران منابع آب می گوییم. برای شعار خودکفایی گندم و هندوانه هزاران چاه غیرمجاز را مجاز اعلام کردیم و سفره های آب زیرزمینی را مثل زالویی که به بدن انسانی میچسبد و خون را میمکد، آب های زیرزمینی را خالی کردیم با این تفاوت که شاید زالو برای کار درمانی باشد اما چاه های مجاز غیرمجاز ما برای شعارهای موقتی بود که رئیس جمهورهای وقت می دادند و نتیجه اش چیزی جز فرونشست زمین و بحران آب در کشورمان نبود. فرونشستی که امروز کلانشهر تهران و اصفهان را به صورت جدی تهدید می کند و هیچ کس نمی گوید برای ده سال آینده اصفهان و تهران با این گسترش محدوده ی فرونشست چه برنامه ای ریخته است زیرا که رئیس جمهور امروز به فکر انتخابات دو سال آینده اش می باشد و اگر باز رای بیاورد نهایت تا سال 1397 سکان جمهوری اسلامی را عهده دار خواهد بود و عمرش به فرونشست های بحرانی شاید وفا نکند. رئیس جمهوری که هیچوقت ده سال آینده ی ایران را نگاه نمی کرد و همه ی هم و غمش این بود که برنامه ای بریزد تا روستاییان و شهرنشین ها را جذب کند تا در دور دوم انتخاباتش باز هم رای بیاورد و در دور دوم ریاست جمهوری شان هم بارها و بارها دیدیم که هیچگاه به ایران نیاندیشیدند و بازهم همه ی هم و غمشان این بود که در این چهار سال و هشت سالی که دولت دستشان هست، خانواده شان و حزبشان و نهایت همشهری هایشان فایده ای ببرند. و شاید بهترین مثالش هم این باشد که رئیس جمهوری از سمنان آمد و برای همشهری هایش به فکر انتقال آب خزر به سمنان افتاد و هیچوقت هم پاسخ کنشگران محیط زیست را نداد که با این انتقال آب چه بر سر محیط زیست پیرامونی می افتد؟ و اگرچه تا امروز موفق نشده است اما فتنه ای که با این هدف ایجاد کرده است هنوز در دولت ها جاری است. و رئیس جمهور دیگری هم از یزد آمد و برای اشتغال همشهری هایش کارخانه های آب خور فولاد را در یزد ساخت و بعد از بیست سال تازه فهمیدند که این کارخانه ها باعث بحران آب در یزد شده است و حالا برای تامین آب این کارخانه ها یک پروژه ی انتقال آب جدید از چهارمحال و بختیاری به یزد و …. و این انتقال آب ها چه بر سر محیط زیست این کشور خواهد آورد؟ و ما نگران آن هستیم که ده سال آینده مجبور به جابجایی شهرهایمان شویم. مجبور به تعطیلی شهرهایی بشویم که سابقه ی هزار سال سکونت دارند و از این بابت می باشد که شهرسازی را مجموعه ای وابسته به عوامل مختلفی همچون محیط زیست و میراث فرهنگی و سوانح طبیعی و جامعه شناسی و اقتصاد و سیاست می دانیم چرا که شهرها و تمدن ها را سیاستمداران دانا و عاقل می سازند و باید اقتصاد پویا باشد تا مردم در شهرها و روستاها زندگی کنند و این شهرنشینی اگر به دور از فرهنگ و هنر و موسیقی باشد هیچ آسایشی برای شهروندانش نخواهد داشت و اگر امنیت شهروندان برقرار نشود این شهروندی ادامه دار نخواهد بود و لذا ما معتقدیم امروز که ماهنامه شهرسازی روی خط زلزله را به دست گرفته ایم و مطالبه گری و انتقاد و پیشنهاد سازنده را فریاد می زنیم باید با مشارکت همه ی ایران دوستان و خبرگان و اندیشمندان و نخبگان به داد ایران برسیم و از مسوولین و دولت ها مطالبه گری کنیم و آن ها را زیر سوال ببریم تا جلوی بحران های بعدی را بگیریم و یا کاری کنیم که حداقل مثل تخریب ساخت و سازهای غیر استاندارد محله ی خلازیر منطقه 9 شهرداری تهران با حکم دادستانی شاهد تخریب ساخت و سازهای غیر مجاز باشیم و البته به گونه ای که دیگر شاهد مرگ هیچ انسانی نباشیم. و باز برمیگردم به داستان های کهن ایرانی که بارها به ما هشدار دادند و شاید همایی که امروز در کشور دیده شده است پیشگویی از خبر خوش برای ایران مان در سال آینده دارد. شاید این هما آمده است تا بگوید که سال آینده ما در حفظ محیط زیست و حفظ میراث فرهنگی و احیای منابع آب های زیر زمینی و دریاچه ها و تحقق مقررات ملی ساختمان و استانداردهای ساخت و ساز موفق خواهیم بود. شاید این هما آمده است تا به ما نوید دهد که فریادها و مطالبه گری هایمان در سال آینده نتیجه خواهد داد چرا که در اخترشناسی چینی و ایرانی هم سال آینده سال اژدها و سال نهنگ است و این نویدی است برای ما که سال نو را با دگراندیشی آغاز کنیم و به جای اینکه منافع خود را اولویت دهیم به منافع ملی پایند باشیم و فقط و فقط به ایران بیاندیشیم. راستی منتظر نظرات و پیشنهادات شما از بازخورد نخستین شماره ی ماهنامه هستیم و دوست داریم با مشارکت همه ی آنها که به ایران می اندیشند و دغدغه ی ایران دارند در این ماهنامه با انتشار اخبار و گزارش های مختلف، این دغدغه را در همه ی خبرگان و مهندسان و دانشجویان و دانش پژوهان و پژوهشگران زنده کنیم وهمه با هم یک صدا از دولت ها بخواهیم تا قوانین و مقررات را آنگونه که وجود دارد نه آنگونه که خود تفسیر می کنند به اجرا درآورند و اگر پروژه ای عمرانی در دستور کار است پیوست محیط زیست و میراث فرهنگی و سوانح طبیعی و پدافند غیرعامل آن را یکسان درنظر بگیرند تا کشوری بسازیم آنگونه که در داستان های کهن از ایران ما تعریف می شود.
و اما در انتهای سخن بایستی به نوروز اشاره کنم. نوروز جشنی که هزاران سال است با تاخت و تاز اسکند مقدونی و هجوم تازیان و مغولان نه تنها از بین نرفت، بلکه بقای نوروز دست مایه ی بقای ملت ایران و کشور ایران بود. ملت ایران در طول هزاران سال زندگی خود، نوروز باستانی را همچون امانت به نسل های بعدی سپردند و گویی در این نوروز رازی نهفته است چرا که هر بیگانه ای آمد با نوروز به مبارزه برخواست و البته جز شکست دربرابر خواست ملت ایران هیچ نتیجه ای نیافت و نوروز هر سال با قوت و قدرت برگزار می شود و به ما ایرانیان نوید پیروزی ، نوید شادی ، نوید عزت و اقتدار، نوید بازگشت به شکوه ، نوید بهار و نوید زندگی می دهد و نوروز امسال قطعا نوروز بهتری خواهد بود چرا که همای افسانه ای نوید خبرهای خوش می دهد و ما بایستی بستر را فراهم کنیم. شاید ایده آل ما شهر تاب آور باشد. شهری به دور از هرگونه بحران و عوامل بحران زا، شهری که اقتصاد و فرهنگ و هنر در اوج خود می درخشد و آسایش و آرامش ، حاصل دست رنج مهندسین و مدیران و مسوولین برای شهروندان خواهد بود. شهری که ساخت و سازها و پروژه های عمرانی اش با تاکید بر استانداردها و مقررات ملی ساختمان است و پیوست های محیط زیست و میراث فرهنگی و جامعه شناسی در کنار پیوست پدافندغیرعامل ، اجرا خواهد شد و دیگر نگران ایمنی ساخت وسازهایمان در برابر سوانح طبیعی به ویژه زلزله و آتش سوزی نخواهیم بود. شهری که مردمانش با حفظ محیط زیست و همراهی و همدلی با یکدیگر اجازه نخواهند داد هیچ مسوولی درختان پارک را برای ساخت و ساز خراب کند و این ایده آلی خواهد بود که اگر به ایران بیاندیشیم، به آن خواهیم رسید.
از همه مخاطبین عزیز می‌خواهیم تا این ماهنامه را به عنوان نقطه اتصالی برای ارتباط صنعت و دانشگاه با مردم ببینند و ما آمده‌ایم تا نیاز واقعی جامعه را توسط دانشگاهیان و دانش پژوهان و خبرگان مهندسی و نخبگان فنی با همدلی مردم حل کنیم و هر آنچه در این ماهنامه می‌گوییم دیدگاه اصلی ماست چرا که آمده‌ایم تا به ایران بیاندیشیم.
پیشاپیش نوروز باستانی را خدمت همه ی مخاطبان گرامی به ویژه آنها که دلشان برای این آب و خاک می تپد شادباش عرض می کنم و یقین دارم با یکدلی و همدلی یک دیگر می توانیم به آنچه در آمال و آرزوهای ملت ایران ترسیم شده است در سال جدید دست یابیم. با حفظ محیط زیست، حفظ زیبایی ها و سیمای شهرها و روستاهایمان و رعایت اصول ایمنی و عدم استفاده از مواد خطرناک در جشن زیبای چهارشنبه سوری به استقبال نوروز باستانی 1403 خورشیدی خواهیم رفت و با همدردی با مردم غیور و عزیز سیستان و بلوچستان که آخرین روزهای سال 1402 را با سیل و تخریب خانه هایشان گذراندند به پیشواز بهار می رویم و با مشارکت یکدیگر برای آبادانی قطب بالقوه کشاورزی ایران یعنی سیستان و بلوچستان تلاش می کنیم و اولین کارمان را در سال نوی خورشیدی، مشارکت در بازسازی و احیای اقتصاد مناطق سیل زده ی بلوچستان قرار خواهیم داد. باشد که با یاری یکدیگر بتوانیم سال 1403 را سالی پر از جلال و شکوه تبدیل کنیم. به امید خدا…

نوروز پیروز

پاینده ایران

حامد حقی

28 اسفند ماه 1402 خورشیدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عناوین اصلی