گزارش مکتوب و شرح مذاکرات دومین نشست تخصصی بررسی لایحه حوادث غیرمترقبه مورخ ۲۳ شهریور۹۴

نشست طبق برنامه ریزی صورت گرفته راس ساعت ۹ با تلاوت آیاتی از کلام ا… مجید و پخش سرود جمهوری اسلامی ایران آغاز گردید. در ابتدا مراسم دکتر اسفندیاری دبیرکل بنیاد بین المللی امداد و نجات ایثار ضمن خیر مقدم گویی به حضار، از کسانی که در این نشست حضور پیدا کرده بودند تشکر کردند.

باقری

در این لایحه برخی از قسمت ها را باید اصلاح کنیم و آن چیزی را که می خواهیم بدون عجله و شتاب انجام بدهیم. ۳ محوری که به عنوان سوال مطرح می شود اینست که یک: لایحه ایی که قبل از تشکیل سازمان بحران کشور تنظیم شده بود و افرادی همچون دکتر عرب خردمند در آن همکاری کرده بودند چرا ناقص ماند. در زمان ارائه به مجلس برخی از بندهایش حذف شد و کمیسیون زیر بنایی دولت نیز برخی از قسمت های لایحه را حذف کرد و لایحه ضعیف شد. نکته دوم و سوال اصلی اینست که لایحه ایی که تصویب شد در آن ۵ سال آزمایشی اش چه اقدامات موثری صورت گرفت. منشا اقدامات چه بود. نواقص چه مواردی بودند و به چه شکل می شود اصلاح کرد. سوال سوم اینکه لایحه جدیدی که دولت یازدهم ارائه کرده است تفاوت هایش مورد بررسی قرار گیرد.

به طور مختصر مطالب قابل توجه قابل بررسی در لایحه در ۱۲ بند تنظیم شده است که خدمت حضار عرض می شود.

  1. عدم تطبیق نام و مأموریت
  2. معلوم نبودن اختیارات مندرج در لایحه سازمان
  3. عدم بررسی و ذکر نقاط ضعف و قوت سازمان قبلی
  4. تاخیر در ارائه لایحه
  5. عدم ارائه گزارش عملکرد دوران سازمان
  6. عدم تطبیق با حجم حوادث کشور و ساختارهای کشورهای مشابه
  7. عدم ارتباط منطقی با رده های اجرایی استان ها و دستگاه های اجرایی
  8. مغایرت با مطالعات قبلی و دلایل تصویب سازمان مدیریت بحران
  9. ناقص نمودن وظایف و اختیارات
  10. عدم تعیین و تکلیف اعتبارات ماده ۱۰ و ۱۲ و استناد بدون ربط در لایحه جدید
  11. عدم توجه به جلسات کارشناسی مرکز پژوهش ها و کارشناسان امر
  12. عدم توجه به قوانین بالادستی نظام و چشم انداز (کشور امن و ایمن در سال ۱۴۰۰)

امروزه مدیرریت بحران یک علم است که در کل کشورها رایج است به راحتی می توانیم از تجارب آنها استفاده کنیم. جایگاه بایستی ارتقاء پیدا کند. سازوکارهای هماهنگی با دستگاه های اجرایی به خوبی در لایحه تعریف شده است به طور مثال بخش خصوصی باید ابتدا کار کند و سپس پول بگیرد. نقش و مسئولیت افراد نیز در این لایحه به خوبی دیده شده است.

تقی زاده

بحث اول مطرحه در مورد مفاهیم و تعاریف است به عنوان یک دانشجوی دکترا سلامت در بلایا عرض می شود که در ادبیات جهانی در جایی حوادث غیر مترقبه را ندیده ام. اگر بخواهیم بگوییم غیر مترقبه یعنی حادثه غیر قابل انتظار است. که در این صورت سوال فوق پیش می آید که آیا امروزه در کشور حادثه سیل یا زلزله غیر قابل انتظار است. طبیعتاً جواب منفی است. حتی بنابر اطلاعاتی که در دست هست حادثه سیل، طوفان و زلزله برای کشور ما قابل انتظار است. بنابراین نمی شود گفت که حادثه ایی غیر قابل انتظار یا غیر مترقبه است. اما اینکه بحران، بلا یا حادثه باشد بحث مفصلی است.

با توجه به اینکه در تعارف پیش بینی، پیشگیری و پاسخ نظرات مختلفی است. پیشنهاد بنده اینست که نظر پیشنهادی سازمان ملل که اجماع نظر روی آن است مورد استفاده قرار گیرد. تعریف واژه Disaster در آن مشخص شده است. الان که واژه خارجی ترجمه شده و مد نظر نیز آن است حداقل از همان تعریف استفاده شود. بحث مدیریت بحران بحث چند رشته ای است و هرکس از زاویه خودش نگاه می کند بهتر اینست که به اجماع جهانی بپیوندیم.

نکته دوم در مورد جایگاه سازمان است. آن چیزی که در قانون باید تکلیف اش مشخص شود اینست که هم در سطح ملی و هم در سطح استانی و محلی سازمان می خواهد یک سازمان عملیاتی باشد یا یک سازمان ستادی و هماهنگ کننده. آن چیزی که در لایحه دیده می شود اینست که بخشی از اقدامات عملیاتی است و بخشی دیگر هماهنگی. فکر نمی کنم این سازمان بتواند یک سازمان عملیاتی جامع باشد. عملیات را بخش های مختلف انجام می دهند. پیشنهاد بنده اینست که سازمان وظایف و شرح مسئولیت های خود را به صورت ستادی ببیند و بتوانیم به بخش سیاست گذاری، راهبری و نظارت را فراتر و پر رنگ تر توجه کنیم.

اکبرپور

حدود ۱۸ جلد کتاب در سال های ۸۰ و ۸۱ ترجمه و بومی سازی شد که در نهایت با استفاده از آنها طرح جامع امداد و نجات کشور تدوین شد و در سال ۸۲ با تصویب هیئت وزیران تا سال ۸۷در دستور کار قرار گرفت. به دنبال وقوع زلزله بم نگاه جدیدی به مسئله بحران شد و بالاخره بدینجا رسیدیم.

در مورد مفاهیم و اصطلاحات می توان گفت سازمان به خوبی به این موضوعات پرداخته است. اگر بحث وزارت خانه را مطرح کنیم باید توجه شود که قوانین حاکم بر کشور ما در سه بخش دولتی، عمومی و تعاونی است. شاید خیلی از کشورها که وزارت خانه بحران دارند خیلی از این بخش ها را نداشته باشند و تک محور باشند. اما کشور ما با توجه به شرایطی که دارد بخش خصوصی، دولتی و تعاونی در آن اثربخشی دارند. تمامی وزارت خانه ها، سازمان ها، ارگان ها و تشکیلات نظامی در این قانون نقش پیدا کرده اند. اگر به سمت وزارت خانه برویم مطمئنا سازمان ضعیف خواهد شد چون از امکانات سایر ارگان ها نمی شود بهره برد. در ایران در شرایط فعلی اگر به سمت بهبود سازمان مدیریت بحران پیش برویم و بستر مناسب باشد با توجه به این توان که همه وزارت خانه ها و دستگاه ها در لایحه نقش دارند؛ سازمان به خوبی می تواند پاسخگو باشد.

قاسمی

با توجه به نظرات صاحب نظران و کارشناسان به ۳ نتیجه خواهیم رسید یک وضعیت موجود مطلوب است که که دولت و مجلس به آن نرسیده اند. دو اصلاح شده وضع موجود مطلوب است که ظاهراً سیاست دولت بر این منوال بوده است. و سوم اینکه نه وضع موجود و نه اصلاح شده وضع موجود به شکل فوق مطلوب نیست بلکه نیاز به مهندسی مجدد دارد.

با بررسی لایحه فوق متوجه شده ایم که قریب ۶۰ اشکال و ابهام در این لایحه است که در زمینه اصطلاحات، مفاهیم، ساختار و سازوکار هماهنگی و سایر موضوعات است. ساختار فعلی پاسخگوی مدیریت بحران کشور نیست. این ظرفی که به عنوان حوادث غیر مترقبه بیان شده است به عنوان سازمان نمی تواند پاسخگو باشد و باید در حد وزارت خانه با عنوان حفاظت منابع و مدیریت بحران باشد که کل ساختار و موضوعات آن را نیز تدوین کرده ایم.

رنگین کمان

مسئله ایی که عرض می کنم در جلسه قبلی نیز مطرح شد. شورای عالی تدوین شده ولی ریاست جمهوری در آن شرکت نکرده است. کمیته ها فعال نشده اند و بودجه سازمان در جاهای دیگری خرج شده است. بحث بر این بود که قانون خوب است و ما در اجرا ضعیف عمل کرده ایم. به نظر من باید این را بگردانیم یعنی وقتی دو رئیس جمهور و چند دوره مجلس عوض شده و قانون اجرایی نمی شود آن قانون ۲۰۰ سال دیگر نیز اجرایی نخواهد شد و آن قانون غلط است. پیشنهاد بنده اینست که می توان در آن بازنگری کرد اما چگونه؟ با مطالعات تطبیقی ۵۰ کشور نمی شود به جایی رسید چون ساختار سیاسی کشور ما ساختار چند وجهی یونیک است. (نیروهای سیاسی زیادی در آن دخیل اند). به نظر می رسد دو مورد کار را می توان انجام داد. یکی اینکه برگردیم به بحران های گذشته و ببینیم کدام نهادها، ارگان ها و قسمت های سیاسی کشور بیشتر فعال شده اند. چه چیزی بحران بم را جمع کرد. نگاه کنیم به اتفاقات گدشته و ببینیم چه کسانی توانسته اند مدیریت بحران کنند. پیشنهاد بعدی بنده بر این است که از ساختارهای موجود استفاده شود. اگر شورای عالی امنیت ساختار مستحکمی دارد موضوع بحران را به عنوان یکی از قسمت هایش قرار دهیم. وقتی سازمان نتوانسته است جواب بدهد وزارت خانه هم نخواهد توانست. تولید کردن کار سختی است. باید دید در کجاهای ساختار سیاسی کشور فضا برای بحران هست و به آن قسمت اضافه کنیم.

پوری رحیم

موردی که به نظر می رسد باید در بازنگری به آن توجه شود کم رنگ دیده شدن بحث نیروهای نظامی در این قانون است. معمولاً رده های نظامی به تناسب ساختار و قوانین هر کشوری در هنگام بحران ها درصد ورود کم و زیادی دارند. حدود ۸۰ درصد از پاسخگویی به بحران در کشورهای مختلف را نیروهای نظامی برعهده دارند. نقش نیروهای نظامی کم رنگ است و نیاز هست در تعامل با نیروهای نظامی نقش آن ها پررنگ تر شود.

بحث بعدی ضرورت تشکیلات عمل کلی برای این سازمان است. تجربه نشان داده است که با یک ستاد هماهنگی نمی توان یک بحران را مدیریت کرد و نیاز هست که یک عمل کلی در سطح ملی و استانی به صورت نیروهای واکنش سریع با هماهنگی بسیج تعبیه شده و مراحل آمادگی و سازماندهی آن در قانون تدوین شده و این هماهنگی در کل کشور به اجرا دربیاید. در بم اولین نیروها که به صحنه ورود کردند از نیروهای گردان بسیج کرمان بودند.

مطلب بعدی اینکه در این لایحه بند ۱۲ سیاست های کلی نظام که باید تاثیر این بند در قانون مشهود باشد جایی برایش دیده نشده است.

بحث بعدی بحث هدایت تمرکز بحران در کشور هست که تجربه ۳۰ ساله کشورهای مختلف و تجربه ۳۰ ساله کشور در حوادث مختلف نشان می دهد که نیاز به یک فرماندهی واحد در شرایط بحران داریم که بتواند وحدت فرماندهی در تصمیم گیری را داشته باشد که در سطح کلان کشور ما فاقد چنین رویدادی است.

اسکندری

در مورد مفاهیم و اصطلاحات وقتی به فرهنگ لغت مراجعه می کنیم مترقبه اسم مونث چشم دارنده یا انتظار کشنده است. غیر مترقبه یعنی ما انتظار نداریم روی بدهد. یعنی اگر قرار است پیش بینی کنیم مترقبه می شود. به نوعی نقص کلام است. پیشنهاد بنده این است که همان مدیریت بحران باشد.

مورد بعدی اینکه در صفحه سوم این قانون آمده است “ضرورت برنامه ریزی در زمینه عملکرد و اقدامات اجرائی دستگاه های دولتی، غیر دولتی و عمومی پیرامون شناخت و کاهش سطح مخاطرات (مدیریت خطرپذیری)….” که صحبت بنده راجب به کاهش سطح مخاطرات است. مخاطرات ترجمه شده واژه Hazard است. وقتی می گوییم خطر که مخاطره با آسیب پذیری تلاقی پیدا کند و این دو در صورت کسر و ظرفیت در مخرج قرار می گیرد. اگر بخواهیم خطر را کاهش بدهیم یا باید مخاطره یا آسیب پذیری را کاهش بدهیم و یا ظرفیت را که در مخرج کسر هست افزایش بدهیم. در اینجا فقط به یکی از عناصر سه گانه ریسک اشاره شده است و دو عنصر اصلی دیگر یعنی آسیب پذیری و طرفیت اصلاً دیده نشده است. که اگر قرار بر این است که به صورت یک چرخه قبل و بعد از وقوع بحران عمل کنیم، در بعد پیش از بحران به مشکل برخواهیم خورد. در بند چ ماده یک که مدیریت حوادث را تعریف کرده در مورد این موضوعات اشاره ایی نشده است که پیشنهاد بنده مبنی بر این است که بحث خطر به جای مخاطرات به کارگیری شود.

یک سری تداخلات مفهومی چه در بحث پیشگیری و چه در بحث کاهش خسارت وجود دارد. در ماده ۲ بند پ در مورد پیشگیری گفته شده مجموع اقداماتی که پیش، هنگام و پس از وقوع بحران با هدف جلوگیری از وقوع حادثه یا کاهش آثار زیان بار آن انجام می شود. در سطر سوم بند پ جلوگیری از گسترش خسارات نیز آورده شده است. اگر منظور از پیشگیری پیش از وقوع حادثه یا بحران است وقتی هنگام و پس از بحران آورده می شود از مفهوم پیشگیری رد شده و مفهوم گسترش خسارات معنی می دهد که گسترش از خسارات نیز در بند ت آمده است.

گردشی

در خصوص اسم سازمان که پیشنهاد شده به نظر بنده اسمی که در لایحه آورده شده است مناسب می باشد چون ما در بحران فقط بحران حوادث را نداریم و تعاریف بحران بسیار بیشتر از این هاست. اگر در جایی بخواهیم معرفی کنیم باید گفته شود سازمان مدیریت بحران. وقتی مدیریت بحران گفته می شود باید برای کل جهان شناخته شده باشد و کسانی که حضور دارند شاید مفهوم وسیعی از بحران را برداشت کنند در صورتی که وقتی حادثه می گوییم شاید بهتر متوجه بشوند و نیازی به توضیح نباشد.

در بحث ساختار و جایگاه ساختاری که سازمان دارد مناسب است ولی باید از نظر بودجه ایی تقویت شده و اختیارات بیشتر شود. الان ساختاری که وجود دارد دارای کارگروه هایی است که بقیه سازمان ها کارش را انجام می دهند و اگر قرار باشد وزارت خانه شود بقیه سازمان ها کنار خواهند رفت. نمی توان گفت ما وزارت خانه هستیم در صورتی که صدا وسیما کارگروه فلانه و جمعیت هلال احمر کارگروه امداد و نجات است. به نظر بنده همین ساختار کافی است ولی فعالیت هایش بیشتر شود و اختیاراتش بالاتر برود و نیازی نیست وزارت خانه شود چون به نوعی بعضی چیزها زیر سوال می رود. مگر اینکه گفته شود همه سازمان هایی که الان فعالیت می کنند درون وزارت خانه قرار بگیرند.

سلیمانی

بحثی که هست سازمان مدیریت بحران زمانی سازمان حوادث غیر مترقبه بوده است. همان زمان بحث روی حوادثث غیر مترقبه بود که چرا حوادث غیر مترقبه و طبق بحث های کارشناسی سازمان مدیریت بحران تصویب شد. حال بعد از ده سال به همان حوادث غیر مترقبه برگشته ایم. نظر بنده مدیریت بحران است.

موضوع بعدی بحث اختیارات سازمان است. بحث اختیارات بحث اعتبارات سازمان است. سازمان اگر اختیارات و دید فراسازمانی داشته باشد و آیین نامه اجرایی کامل و جامع نوشته شود به نظر بنده مشکلی پیش نخواهد آمد.

کریمی

موضوع اول بحث توجه به اسناد بالادستی است. در قانون و برنامه های ۵ ساله ی ششم توسعه بند شش ماده ۲۲۴، بحث هزینه کرد و مدیریت مالی ماده ۱۰ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت و ماده ۱۲ قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران را داشتیم. از یک بابت افزایش ۱٫۲ درصدی ماده ۱۰ به دو درصد نقطه قوت قانون بوده ولی از سویی دیگر بحث پیشنهاد و نوع هزینه کرد را از اختیارات سازمان مدیریت بحران کشور سلب کرده است. این مورد مهمی است که در طول اجرای قانون برنامه پنجم توسعه در سال ۹۰ تا پایان امسال در بحث اعتبارات اثر بخشی و مدیریت خوبی را نداشتیم. بحث نگاه به اسناد بالا دستی در تدوین لایحه جدید باید ویژه تر باشد.

موضوع دوم و یکی از مشکلاتی که در طی هفت سال عبور از قانون آزمایشی داشتیم بحث اقدامات پیشگیرانه است. اقدامات پیشگیرانه خودش سرمایه ایی در حفظ منافع و اختیارات دولتی و غیر دولتی است. به نظر بنده در لایحه جدید نیز در هیچ یک از یندهایش موضوع اقدامات پیشگیرانه مشخصاً اشاره نشده است.

بحث یعدی مشکل اجرای این قانون در استان تهران است. در لایحه پیشنهادی ریاست شورا به وزیر تفیض شده است و استاندار تهران و شهردار تهران و اعضای ستاد هماهنگی که در اینجا مشخص نیست در چه سطحی اند در آن عضویت دارند. در حالی که در ماده ۳ همین لایحه پیشنهادی در اعضای شورای عالی شهردار تهران را عضویت داده است. در حالی که استاندار تهران عضویت ندارد. در جایی که که استاندار تهران عضویت نداشته باشد چگونه می تواند شهر تهران را اگر نگاه جزیره ایی بخواهیم داشته باشیم مدیریت کنیم.

سلیمی

یکی از موضوعاتی که در چند سال اخیر ابهامات زیادی در سازمان داشته است جایگاه شورای هماهنگی مدیریت بحران شهر تهران است که به نوعی مشخص نیست. در قانون قبلی بند د ماده ۹ به صورت گنگ ریاست شورای هماهنگی مدیریت بحران شهر تهران به عهده شهردار تهران بوده است. در لایحه پیشنهادی این موضوع پیچیده تر نیز شده است. ریاست شورای هماهنگی مدیریت بحران به وزیر کشور تفیض شده است ولی حوزه اختیارات شهردار تهران و استاندار مشخص نیست و اعضای ستاد هماهنگی نیز رده متناظرش مشخص نیست. در واقع باید به صورت شفاف مشخص بشود که شورای هماهنگی مدیریت بحران شهر تهران رده متناظر فرمانداریست، استانداریست یا شورای عالی کشور و این تا زمانی که مشخص نشود ما به صورت زنجیره وار با ابهامات متعددی روبرو خواهیم بود. بنابراین به نظر می رسد که باید به صورت شفاف تر جایگاه شورای هماهنگی مدیریت بحران شهر تهران مشخص بشود. آیا استاندار و شهردار معاونین وزیر کشور هستند. وظایفشان به تفکیک مشخص بشود و اینکه کارگروه هایی که قرار است تشکیل بشود رده متناظرشان استان است؟ بالاترند یا پایین تر؟ این نیز باید به نوعی مشخص بشود.

منصوریان

مطلوب ما اینست که سازمان مدیریت بحران ابزار و وسایل را دراختیار داشته باشد و آرزومندیم سازمان روزی تمامی امکانات را در اختیار داشته باشد چرا که بدون داشتن امکانات اجرایی در یک صحنه اجرایی امکان موفقیت بسیار پایین است.

دومین نکته که باید درنظر گرفته شود اینست که ما کمک کننده هستیم و مسئولیت بحران با سازمان مدیریت بحران است. چنین استنباط شده که ما به دنبال گرفتن سازمان هستیم درحالی که این چنین نیست و ما به دنبال کمک کننده هستیم. معتقدیم قبل از بحران باید به موضوعات فکر شود اگر مدیریت بحران ۱۰۰ واحد پول داشته باشد باید ۸۰ واحد آن را قبل از بحران خرج کند که نه روح حاکم بر لایحه این چنین است و نه اعتباراتی که تعیین شده است. امروز لایحه ایی را می پذیریم که در اجرا حرفی برای گفتن نخواهد داشت. اعتقادمان بر اینست که سازمان باید به قابلیتی برسد که صفر تا صد هر بحران در هر سطحی را بتواند انجام بدهد

بزرگترین مشکل در بحران اینست که باید فرمانده مرکزی واحد قبل از بحران تعیین شود که نشده است.. مسئول مدیریت بحران در گیلان سالی دوبار باید با مسئول نیروی مسلح گیلان مانور برگزار کند که چگونه بحران را کنترل کنند که در هیچ جایی در هیچ استانی این اتفاق نمی افتد. اگر این مسائل در لایحه دیده نشود همچنان مشکل خواهیم داشت.

زارع

به نظر بنده چیزی که در لایحه مبهم است هدف راهبردی لایحه است که خیلی مشخص نیست. روح کلی در لایحه اینست که یک سری اتفاقات می افتد و برای مقابله با آن باید چه کاری انجام داد. در واقع به نظر می رسد که سازمان مدیریت بحران یک سازمان مقابله محور است.

در ماده ۲ به خصوص بند ث که بازسازی و بازتوانی اشاره می شود، مامی مواردی که مد نظر است ذکر شده و در واقع جمله بندی و کلمات کامل است. در ماده های بعدی مثلا در ماده ۴ وظایف شورای عالی بیان می شود که با محوریت همین سازمان تشکیل شده است. این قسمت و از آن به بعد بیشتر از نظر راهبردی نگاه معطوف به بعد از حادثه است. نکته بعدی که در لایحه مبهم است موسسات خاصی اند که برای پاسخ و امداد و بازسازی در نظر گرفته شده اند. به این دلیل که اگر تکلیف این موسسات با سازمان مدیریت بحران مشخص نباشد چگونه می توان از آن موسسات در قبل یا هنگام حادثه اتفاده کرد.

می توان ادبیات به کار رفته در لایحه را به روز کرد. مثلاً تاب آوری در ادبیات دنیا و حتی خود ایران جا افتاده است و بهتر است که این ادبیات یا ادبیاتی که در جوامع بین المللی مورد استفاده است، به کار گرفته شوند. نکته بعدی هم اینکه شاید بتوان تفکیک کلان شهرها را به دلیل مسائل پیچیده ایی که در هنگام سوانح دارند وشباهت آناه با هم پر رنگ تر کرد.

گیوه چی

اگر به دنبال یکپارچه سازی و هماهنگی در مدیریت بحران باشیم باید بدانیم ساز وکاری که لایحه پیش روی ما گذاشته چیست. لایحه در ماده ۳،۵و۷ بیشترین بحث را در ارتباط با مقوله هماهنگی انجام داده است. رویکردی که تنظیم کنندگان لایحه در نظر گرفته اند این بوده که از طریق دو ابزار؛ یک تعریف شورا دو تعریف وظایف مبتنی بر آن در راستای بدست آوردن هماهنگی تلاش شده است.

در مقوله بحران ۴ رویکرد داریم. ابتدا بحران شناسی می شود. بحران شناسی یعنی یک نفر متخصص خشکسالی، سیل و زلزله در ارتباط با بحث بحران ورود پیدا می کند. رویکرد دوم مدیریت در بحران است که ابزارهای مدیریتی مثل تعیین کمیته، شورا، تخصیص وظایف و ساختار سازمان در بحران استفاده می شود. رویکردی که به نظر می رسد در تنظیم این لایحه بسیار مورد توجه بوده است. رویکرد سوم مدیریت بحران است. همان طور که اسحضار دارید مدیریت در بحران نه، مدیریت بحران که یک مفهوم دارد. متاسفانه هنوز در آکادمی ها و دانشگاه ها گفته می شود مدیریت گرایش بحران که کاملاً اشتباه است. بحث بعدی که امروزه استفاده می شود مدیریت بحران با مفهوم سیستمی است که بعد از ۱۱ سپتامبر مفهوم پیدا کرد.

پیشنهادی که دارم اینست که ضمن وفاداری به رویکرد دوم که یک رویکرد مصطلح و قالبی است و در خیلی از کشورهای دنیا استفاده می شود بیائیم رویکرد چهارم را ملاک نظر قرار دهیم. نمی توانیم از طریق کمیته شورا، جلسه و کارگروه به مفهوم هماهنگی برسیم. تنها راهکاری که در رویکرد دوم که رویکرد خوبی هم هست، مورد توجه قرا می گیرد اینست که یک رویه و مفهوم مشترک بین وزارت جهاد کشاورزی، هلال احمر و … ایجاد کنمی که از طریق آن رویه بتوانیم هماهنگی را شکل بدهیم. در این رویکرد مجبور هستیم چون هیچ گونه رویه مشترک در بحران بین این سازمان ها موجود نیست از طریق بالا بردن سطح مدیریتی به هماهنگی برسیم این غلط نیست ولی در دنیا این رویه امتحان شد ولی دیدند به نتیجه مطلوب نمی رسند و به همین دلیل ابزارهای جدید مطرح شدند. رویکرد سیستمی مثل Macs که می توان در مورد آن صحبت کرد. اولین پیشنهاد بنده اینست که در ماده ۳ و ۵ علاوه بر رویکرد دوم که رویکرد بسیار خوبی نیز است در تنظیم لایحه بحث ابزارهای جدید را هم دنبال کنیم که هیچ مشکلی را هم ایجاد نمی کند یعنی نیازی ندارد تغییرات اساسی در لایحه ایجاد شود.

تقریباً همه متخصصین بحران به این مساله اشاره دارند که در بحث پیشگیری دچار مشکل هستیم چون همه تلاش ها معطوف به پس از سانحه می باشد. یک کار تحقیقی انجام داده ایم که به طور مختصر عرض می کنم. «چرا بحث پیشگیری در طرح ها و در نظر مدیران و مردم نسبت به بحث مقابله از اهمیت کمتری برخوردار است. وقتی با بازماندگان زلزله بم صحبت می کردیمهمه آنها اشاره داشتند که قبل از زلزله این جوری بودیم و بعد از زلزله آن جوری شدیم. فردی می گفت قبل از تصادف اینگونه بودم بعد از تصادف اینطوری شدم. به یک مساله اجتماعی مهم رسیدیم. اصولاً از نگاه جامعه شناختی در بین مردم کشور ما مفهوم قبل از حادثه مفهوم ماضی است و از آنجایی که در زمان ماضی امکان تغییر و تحول امکان پذیر نیست در این بحث دچار مشکل می شویم.»

بحث دیگری که نیاز هست ورود شود مقوله پیشگیری با رویکرد معنی دار کردن قبل از حادثه است. در تهیه این لایحه زحمات فراوانی کشیده شده است ولی صفر زمانی آن حادثه در نظر گرفته شده، ما نیازمند یک تغییر نگرش در این بحث ها هستیم. اگر ما به دنبال پیشگیری هستیم بایستی خودمان به این جمع بندی برسیم که الان در مرحله پیش از سانحه قرار داریم و صفر زمانی را به عقب تر انتقال بدهیم.

پیشنهاد بنده در بحث هماهنگی این بود که در این لایحه اجازه داده شود در کنار شورا و کمیته و شرح وظایف ها یکی از ابزارهای جدید مربوط به هماهنگی که در دنیا نیز استفاده می شود و جواب نیز داده و هزینه هم در برندارد پیش بینی شود. دومین پیشنهاد نیز در بحث بند دوم این لایحه است که اجازه داده شود در این لایحه صفر زمانی اصلاح شود. زمان پیش از سانحه در دیدگاه جامعه ما ماضی است و در زمان ماضی تغییری ایجاد نمی شود.

عرب خردمند

به عنوان یک پزشک حق ندارم خلق الساعه در نقش آدم باتجربه که همه چیزها را بلد است کاری را انجام دهم که براساس یک مدرک در نظام پزشکی نباشد. به نظر می رسد در مدیریت ها به طور اعم و در مدیریت بحران به طور اخص دچار یک بحران در مدیریت هستیم. یعنی به صورت شفاف تعدادی از مدیران ما به خصوص مدیران ارشد ما، متاسفانه قائل به قانون مداری نیستند و تصمیمات خلق الساعه می گیرند. نکته قشنگی را یکی از عزیزان فرمودند؛ “احکامی که در چند دولت انجام نشده حتما اشکال داشته اند” ولی آن طرف مسئله هم اینست که خود دولت ها قانون مدار نیستند. به این صورت عرض کنم که در برنامه سوم توسعه سال ۷۹ هلال احمر موظف شد طرحی را با عنان طرح امدا ونجات تصویب کند که در فروردین ۸۲ در هیئت دولت به تصویب رسید. خب طبیعتا قرار است بر اساس این طرح بحران ها اداره شوند. ۵ دی ماه ۸۲ زلزله بم اتفاق می افتد. دولت یکسری تصمیماتی می گیرد. ستاد حوادث غیر مترقبه را به عنواان نمایندگان رئیس جمعور مامور می شوند زلزله بم را اداره کنند. ۲۸ دی ما هم ستادی برای زلزله بم ایجاد می شود و اصطلاحاً قانون نادیده گرفته می شود. آیین نامه مدیریت بحران در خرداد ۸۳ و بعداً ستاد پیشگیری و مدیریت بحران در تیر ماه ۸۳ و بعد از آن نیز قانون سازمان مدیریت بحران حاصل می شود. رهبری به فاصله ۱۰ روز وقتی مصوبه هیئت دولت در مورد ستاد مدیریت بحران در حوادث طبیعی سوانح غیر مترقبه می بینند زیرنویسی برای آن می نویسند و در آن قید می کنند ۲ مورد پیشگیری و نیروی انسانی لحاظ نشده و دولت مجبور می شود این لایحه و ستاد را اصلاح کند و ستاد پیشگیری و مدیریت بحران را جایگزین آن کند. دولت نهم و دهم آن چیزی را که در دولت هشم به عنوان معاونت ریاست جمهموری مطرح بود را عوض کردن و زیر نظر وزارت کشور قرار دادند. و به فاصله کمی اختیارات و پولش را نیز گرفتند. در مجلس بحث این شد که باید زیر نظر وزارت کشور باشد چون شوراها و اینها قابل پاسخگویی نیستند. در طول نهم و دهم یک مورد سوال از وزارت کشور در این مورد نشد. به طور خلاصه مدیران ارشد اعتقادی به این موضوع ندارند.

اولین پیشنهاد اینست که رئیس این سازمان عضو هیئت دولت باشد. تا وقتی که رئیس سازمان عضو هیئت دولت نباشد نه می تواند مسال و مشکلات را حل کند و نه می تواند از لایحه های هیئت دولت استفاده بکند و نه هیئت دولت را متقاعد کند. اشکالی هم که به شورای عالی مطرح است اینست که اکثریت وزرا در آن حضور دارند همراه با ۳۰ نفر دیگر که نشان داده شده قابل اجرا نیست. به همین دلیل پیشنهاد کردیم اگر رئیس سازمان در هیئت دولت باشد مسائل هیئت دولت را در آنجا حل می کند. نکته مهمی که وجود دارد اینست که شوراهایی با این سطح مثل شورای انقلاب فرهنگی نیاز به افراد حقیقی دارند که در طول زمان قابل عوض شدن نیستند و برنامه های شورا را تداوم می بخشند.

و پیشنهادی که در جلسه قبل نیز دادیم. تا وقتی یک سازمان واقعی نداشته باشیم و افراد دو دکده نباشند مثل گزینش، مثل حراست، دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری و جاهای مشابهی که داریم. وقتی این افراد عوض شدند و از مسئولیت اصلی خود جدا شدند در حقیقت جنس فعالیت بحرانی نداشته باشند سازمان مدیریت بحران فعال نخواهد شد.

صالحی

ساز و کار هماهنگی شاه کلید مدیریت بحران است. یعنی تمام امکانات باید روی این موضوع متمرکز بشود تا اشکال جدی پیش نیاید. با شرایطی که در لایحه جامع مدیریت بحران وجود دارد و سازوکار سازمان مدیریت بحران که در چهارچوب تشکیلات وزارت کشور هست دچار اشکالاتی است. این سازوکار مدیریت بحران، برای اینکه این سازمان کارا باشد باید ۲ ویژگی داشته باشد. یکی از ویژگی هایش قدرت است و ویژگی دیگر آن سرعت. قدر ت به مفهوم اینکه بتواند با اقتدار و قدرت در هر دستگاه و سازمانی که مسئولیتی را عهده داراست نقش داشته و در چهارچوب برنامه هها حرکت کند. در بحث سرعت و واکنش سریع هم اگر قدرت با واکنش سریع همراه نباشد نتیجه بخش نخواهد بود. برای مثال در آتش سوزی جنگل های گلستان نیاز به هلیکوپتر بوده و بعد از ۷۲ ساعت تهیه شده است. بنابراین با در نظر گرفتن این دو ویژگی، سازمان مدیریت بحران باید به حدی اقتدار داشته باشد که در شرایط اضطراری با دستور مستقیم تمام دستگاه ها و تشکیلاتی که در شرایط بحران عهده دار مسئولیت اند را جمع کند و بحث دیگر اینکه باید به صورت سریع انجام بگیرد. بنابراین تصور بر اینست که این ساز و کار اگر زیر نظر یک وزارت خانه باشد متاسفانه این کارایی را نمی تواند بدست بیاورد. بنابراین باید در این لایحه جدید در تشکیلات نظر اساسی صورت بگیرد به نحوی که بالاترین مقام اجرایی حداقل در دست این سازمان قرار بگیرد تا بتواند موثر واقع بشود.

انجرانی

در مدیریت بحران ۲ دیدگاه داریم Active و Preactive. دیدگاه اکتیو یک دیدگاه سنتی است که اجازه می دهیم اتفاق بیفتد. موردی که دکتر گیوه چی نیز فرمودند همان صفر زمانی که وقوع حادثه در نظر گرفته شده است. اما دیدگاه به روزتری که در کشورهای جهان اول استفاده می شود، دیدگاه پری اکتیو است که همان دیدگاه پیشگیرانه می باشد که صفر زمانی در آن قبل از حادثه است.

در مورد لایحه نیز در لغات و واژه ها تناقض در تعاریف وجود دارد که در مورد تقسیم وظایف در سطوح مختلف نیز این تناقض به چشم می خورد. بحث آموزش فقط در یک زمینه اشاره شده است که صدا وسیما بیاید و همکاری کند. ما اگر آموزش را در سطح مدارس بیاوریم و حتی کتابی تدوین شود که دانش آموزان آموزش های ویژه ایی را در مورد حوادث غیر مترقبه یا همان بحران ها ببینند. بحث بعدی استفاده از ساختار بیمه است. ساختار بیمه در بعد از وقوع حادثه در تامین بودجه و در بازسازی و بازتوانی کمک شایانی می کند. و نکته بعدی اینست که بحث بیمه نظارت کوکی نیز روی ساخت و سازها خواهد داشت.

پیشنهاد بعدی سامانه جامع اطلاعات و حوادث است که در خیلی از کشورهای دنیا وجود دارد و اگر در لایحه دیده بشود تاثیر زیادی بر نحوه مدیریت بهتر حوادث بر پایه اطلاعات و داده ها خواهد داشت.

هاشمی

به بحث تیم سازی اشاره می کنم که این تیم مدیریت بحران در محلات، شهرک ها، ادارات، روستاها، مدارس و دانشگاه ها تشکیل بشود که بسایر حائز اهمیت است. این تیم سازی در تمامی مکان هایی که تجمعی از انسان ها باشد حائز اهمیت است.

نکته بعدی جمع آوری اطلاعات میدانی هست که در قالب محلی، منطقه ای و ملی است که شامل داشته ها، نداشته ها، فرصت ها و تهدیدهاست که اینها باید به روز باشند. اگر اطلاعات ها برای دو ماه قبل باشد در زمان مدیریت نمی تواند مفید باشد. بحث بعدی ورود مدیریت بحران در تمامی مقاطع آموزشی است چرا که از هر خانواده ۱ یا چند نفر در حین تحصیل اند و می توانند آنچه را که یاد می گیرند به خانواده هاشون منتقل کنند.

امامی

مرکز پژوهش ها قبلاً گزارش اولیه خود را منتشر کرده است. الان در مرحله بررسی پیشنهادهای ترمیمی هستیم یعنی الان برای ما مهم است که بتوانیم یک حکمی را پیشنهاد بدهیم که مشکلات لایحه را تا حدودی کاهش بدهد. چون ظاهراً بنا نیست که این لایحه برگردانده یا از نو نوشته شود. تقاضا هایی که از دولت داشتیم و دوباره ذکر می کنم روشن شدن نقش ها و مسئولیت ها که تا مشخص نشود و چارچوب داده نشود نمی توانیم درباره سطح سازمان صحبت کنیم. این موضعی است که مرکز از ابتدا بر روی آن تاکید داشته ولی بنا به اینکه در وضعیتی نیست تا ابتکار عمل به دست بگیرد به موافقت دولت نیاز دارد و آن موقع آماده کمک است.

نجار

در کشور ما باور به بحران وجود ندارد. باور مدیریت بحران در کشور باور به مرگ است. من خودم عزیزانی را از دست داده ام و همه نیز همینطور. اما هرگز من به عنوان یک نفر باور نکرده ام که هزار سال دیگر یکی از اینها من باشم. بحران وقتی اتفاق می افتد یک تبی در کشور را فرا می گیرد. همه دنبال این هستند که کاری انجام دهند، راه کاری ارائه دهند و وقتی این تب فروکش کرد دیگر هیچ اتفاقی نمی افتد. هیچ حساسیتی تا بحران بعدی مطرح نیست.

ما به دنبال این هستیم که روح حاکم بر پشگیری بسازیم. در ارتباط با عوان نیز هیچ حساسیتی نداریم هر چیزی که کمیسیون تشخیص داد ما موافق هستیم. ما عنوان کردیم غیر مترقبه برای اینکه هر چیزی را داخل بحران نکنند. هر اتفاقی که می افتاد به بحران وصل می کردن؛ تانکر می خواستند به مدیر کل بحران می گفتند. اگر بخواهیم در قانون همه وظایف دستگاه ها و سازمان ها را بیاوریم می شود مثنوی و اصلاً قانون نمی شود. اگر در دستورالعمل ها و جزئیات را مشخص کنیم جامع تر و قوی تر خواهد بود. در بحث واژگان اگر بتوانیم در سطح بین المللی تنظیم کنیم مناسب تر است. به هر حال در بحث حوادث طبیعی کل دنیا ورود کرده است و یک سری هماهنگی ها به صورت جهانی صورت می گیرد.

اسفندیاری

به نظر می رسد ما نقش مردم در حوادث را نمی بینیم. نقش مردم باید شفاف باشد. در ۸ سال زمان جنگ هر وقت مشکلی پیش می آمد مردم حضور داشتند و ما آن موقع با اینکه سوانح و حوادث در کنار جنگ بودند ولی کمترین مشکلات را داشتیم. بنابراین نقش مردم باید به صورت شفاف مشخص گردد. نکته دیگر دولت های محلی است. شوراهای شهر و روستا را ایجاد کردیم که قدرت انتخاب شهردار و یکسری اختیارات دارند ولی در اینجا از آن ها استفاده نمی شود. باید به صورت شفاف تکلیف و مسئولیت آنها نیز مشخص گردد. در نهایت از همه عزیزان متشکر و سپاسگزاریم.

photo_2015-09-27_00-13-52 photo_2015-09-27_00-14-14 photo_2015-09-27_00-14-25 photo_2015-09-27_00-14-42

مطلب پیشنهادی

انفجار شهری

حادثه بیروت بزرگترین انفجار شهری تاریخ در زمان خارج از جنگ است

دکتر امیر ساعدی؛ عضو هیئت علمی موسسه مقاوم سازی و بهسازی لرزه ای ایران در …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *